منبع : جامعه شناسی شهری دکتر محمد تقی شیخی

عوامل عمده در پیدایش شهرنشینی :

رشد جمعیت – بالارفتن میزان سواد – تغییر الگوهای مصرفی – افزایش سطح زندگی – توسعه ارتباطات – مکانیزه شدن کشاورزی – صنعتی شدن نقاط شهری و عواملی نظیر آن .

مفهوم شهر :
منطقه جغرافیایی است که دارای جمعیت مشخصی است و تراکم جمعیت در آن وجود داشته و افراد در آن به امور غیر کشاورزی اشتغال داشته باشند و چنین منطقه ای عمدتا دارای شهرداری باید باشد . جوامع شهری جوامعی باز و پویا میباشند و تغییر و تحول در آن بسیار وسیع است .

عوامل موثر در رشد شهرها :
1- افزایش صنایع : شهرها عموما در مناطقی رشد میکنند که دارای منابع مازاد یا منابع کافی باشند افراد مختلف با تخصصهای گوناگون به نقاطی روی می آورند که دارای منابع مختلف فراوانی باشند در پی بهره برداری از منابع شهرها گسترش یافتند رشد صنعت، رشد فرهنگی و رشد فرهنگی ، رشد اقتصادی را بدنبال دارد که باعث چرخه رشد شهری میگردد.
2- صنعتی شدن و تجاری شدن : رشد شهری تا حد زیادی تحت تاثیر فنون تازه تولید صورت گرفته که انقلاب صنعتی بعنوان مهمترین عاملی که در رشد شهرهای جدید نقش داشته شناخته شده اختراع ماشین آلات ، رشد و گسترش قدرت بخار ، استفاده از امکانات و منابع سرمایه فراوان ، تاسیس کارخانجات عظیم در پیدایی و ظهور شهرهای جدید و رشد شهری نقش داشته اند .عامل تجارت و داد وستد یعنی انتقال کالاهای تولید شده در بعضی از مراکز شهری بعنوان یک عامل رشد شهری شناخته شده است دو عامل صنعت و تجارت نقش تاریخی در رشد شهرها داشته اند .
3- توسعه حمل و نقل و ارتباطات : روشهای مختلف حمل و نقل و ارتباطات و تشکیلاتی از این قبیل نقش عمده ای در رشد شهرها داشته اند عامل ارتباطات سبب شده تا کالاهای تولیدی براحتی از کارخانه به نقاط مختلف یک کشور و یا به نقاط مختلف جهان منتقل گردد که باید به نحوی حساب شده باشد که مناطق شهری با وضعیتی غیر عادی از نوع تراکم وسایل نقلیه و آلودگی محیط زیست و نظایر آن نشود
4- کشش اقتصادی شهر : رشد اقتصادی و رشد شهری لازم و ملزوم یکدیگرند شهرها در نقاطی رشد می یابند که توسعه اقتصادی وجود داشته باشد. بعضی نقاط با پویا کردن اقتصاد خود ، جذب منابع ، سرمایه ها ، امکانات بالقوه و نظایر آن توانسته اند موقعیت اقتصادی بهتری بدست آورند .
5- عوامل فرهنگی و ابزار گذراندن اوقات فراغت : وجود موسسات آموزشی ، بنیادهای فرهنگی ، بناهای تاریخی و امثال آن از جمله عواملی اند که به رشد شهری کمک فراوان میکنند .




طبقه بندی شهرها :
1- شهرهای صنعتی : این شهرها به لحاظ کارکردی اهم تلاشهای خود را معطوف تولیدات صنعتی مینمایند این شهرها در آغاز در جوامع صنعتی پدیدار شده اند و بتدریج با توسعه انقلاب صنعتی در کشورهای روبه توسعه ظاهر شده اند.
2- شهرهای تجاری و بازرگانی : شهرهای بندری بدلیل توان تجاری یعنی امور مربوط به گمرک و ترخیص کالا و صادرات و واردات دارای چنین ویژگی اند
 3- شهرها بعنوان مراکز و پایتختهای سیاسی : شهرهایی مانند پاریس ، لندن ، واشنگتن از جمله شهرهایی اند که بسیاری از تصمیم گیریهای سیاسی ، مراکز اداری ، وزارتخانه ها و میسیونرهای سیاسی در آن هستند که باید دارای موقعیت تدافعی و سیستم پشتیبانی کننده کافی نیز باشند
 4- شهرهای بعنوام مراکز فرهنگی : شهرهایی مثل بنارس ، مشهد ، اکسفورد ، کمبریج مراکزیند که به لحاظ فرهنگی و علمی دارای اشتهار علمی و فرهنگیند
  5- شهرها بعنوان مراکز تفریحی و دیدنی : شهرهایی نظیر وارنا، اسکندریه ، شهرهای شمالی ایران با توجه به کارکردها و پتانسیلهای سیاحتی ، تفریحی ، توریستی بعنوان مراکز تفریحی و دیدنی درآمده اند و به سبب اقتصادی و فرهنگی موقعیت بسیار مناسبی پیدا کرده اند
 6- شهرهای مختلط : مثل تهران و استامبول که علاوه بر مراکز صنعتی بودن کارکردهای تجاری ، سیاحتی و غیره را دارند .

تعریف ریخت شناسی شهری :
بررسی خصوصیات بیرونی و ظاهری شهر میباشد که در بحث مرفولوژی شهری موضوع شهر بعنوان مجموعه بهم پیوسته از قشرها و گونه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و جمعیتی که دارای مشخصات ویژه اند ارزیابی و تحلیل میگردد .   

ریخت شناسی شهری :
 1- بی نامی شهر : از نظر بوگاردوس اندازه و جمعیت شهر سبب میشود که افراد شهرنشین نتوانند بعنوان یک گروه اولیه با همدیگر ارتباط داشته و کمتر همدیگر را شناخته وبا یکدیگر در تماس باشند آنها تنها در مواردی بایکدیگر ارتباط دارند بدون اینکه با نام یکدیگر آشنایی داشته باشند و روابط این قبیل افراد با یکدیگر بیشتر جنبه مکانیکی دارد و فقط تا جایی که نیاز هست با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند که این وضعیت در شهرهای بزرگ عوارض مختلف ، اجتماعی ، روانی ، عاطفی و نظایر آنرا بدنبال آورده
 2- بحران مسکن و کاشانه : یکی از نشانه های آزاردهنده زندگی شهری مشکل مسکن میباشد در نقاط شهری شیوه جدید ساختمان سازی مشکل جدیدی بدنبال آورده و آن مشکل فضاست افزایش اماکن مسکونی به شکل عمودی و آپارتمانی عموما مشکل فضا و بازی بچه ها را بدنبال آورده به همین جهت بصورت خود بخود کنترل موالید و داشتن خانواده های محدودتر را سبب شده که راه حلهایی برای این بحران باید مد نظر قرار داد یکی تعدیل جمعیت و پایین آوردن رشد شهرنشینی ، ایجاد شهرهای اقماری و در نهایت کنترل موالید و پیشگیری از افزایش جمعیت.
 3- تفاوتهای طبقاتی : در این جوامع اغنیا از سطح زندگی بالا و تسهیلات فراوانی برخوردارند در حالیکه طبقات متوسط و پایین با مشکلات گوناگونی به لحاظ اقتصادی ، اجتماعی ، اسکان ، وضعیت فرهنگی و نظایر آن مواجه اند نقاط شهری زمینه های رقابت از همدیگر را فراهم میکند به این دلیل تشکیل طبقات و جابجایی طبقاتی بصورت دایم در آن صورت میگیرد و نیز پویایی اقتصاد ، مصرفی بودن زندگی ، خلاقیتها در نقاط شهری بیشتر است
 4- ناهمگنی اجتماعی : جوامع شهری تحت تاثیر عوامل مختلف صنعتی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی آنها افراد از دیدگاهها ، انتظارات و سلایق مختلفی برخوردارند ناهمگنی جوامع شهری شکاف نسلی را در پی دارد
 5- انرژی و سرعت : شهرنشینان شب و روز ، کم و بیش بدون وقفه با استفاده کردن از انرژیهای مختلف و با صرف انرژیهای زیاد و باسرعت فراوان به فعالیتهای گوناگون میپردازند در نقاط شهری به علت پیچیدگیهای اجتماعی ، اقتصادی قشرهای مختلف مجبورند با سرعت بیش از حدی در فعالیتهای مختلف اشتغال داشته باشند چنین جریانی بر نظام ارزشی ، نظام روانی ، عصبی افراد تاثیر میگذارد.

بسط شهرنشینی :
 یکی از مشخصات بارز عصر صنعتی ، رشد زندگی شهری است در اعصار گذشته گروههای مختلف جمعیتی عمدتا در فعالیتهای کشاورزی اشتغال داشتند ولی در پی صنعتی شدن و پیدایش شهرهای تازه گسترش پیدا کرده این نقاط بعنوان مراکزتجارت و پایگاههای دولتی به رشد خود ادامه دادند .گسترش وسایل ارتباطی ، حمل ونقل باعث شده که افراد در جهت رسیدن به موقعیت بهتر محل سکونت و زادگاههای خود را ترک کرده و به شهر بیایند .

تفاوتهای شهرو روستا :
 1- قدرت ارزشهای سنتی                  2- ارتباطات و تماسهای اولیه                       3- سادگی و یکنواختی زندگی
4- تخصص گرایی                           5- استقرار و جایگزینی درست افراد                6- تحرک اجتماعی
 7- محدوده های تخصصی                8- موقعیت زنان                                       9- تضاد و تفاوت بین ویژگیها
 10- شهر جایگاه ثروت .

1- قدرت ارزشهای سنتی : ارزشهای سنتی مثل یک حاکم در روستا حکمفرمایی میکند خانواده در جامعه روستایی بیشتر پدر تباری و پدرسالاری است و اعضا معمولا خود را به ارزشهای خانواده نام خانواده و اقتدار آن منتسب میکنند و درامر ازدواج والدین نقش عمده ای دارند تنوع مشاغل در جوامع روستایی کمتر میباشد تا جایی که جامعه روستایی تحت تاثیر قدرت و تسلط آداب و سنن با کمترین مداخله نیروهای انتظامی و پلیس زندگی میکند.
2- ارتباطات و تماسهای اولیه : ارتباط بین افراد از نوع اولیه زندگی و بیشتر چهره به چهره است در حالیکه در مناطق شهری ارتباطات بیشتر غیر شخصی ، غیر مستقیم ، رسمی و ثانویه است نزدیکی افراد به یکدیگر در جوامع روستایی تا حد زیادی از وقوع جرائم و خلافکاری پیشگیری میشود درحالیکه در جوامع شهری به دلیل ناهمگون بودن افراد بایکدیگر نسبت جرائم و خلافکاری دائما روبه افزایش است .
 3- سادگی و یکنواختی زندگی :جاه طلبی و بدست آوردن موقعیتهای بهتر که عموما همراه با هیجان و اضطراب است در نقاط روستایی کمتر به چشم میخورد و فعالیتهای آنها بیشتر محدود به کشاورزی و دامپروری میباشد و نیز پنهان کاری کمتر و صرفه جویی بیشترمیباشد در حالیکه در جوامع شهری عموما با مصرف بالا و اسراف و گذران زندگی میکنند و پنهان کاری بیشتر و صرفه جویی کمتر میباشد .
 4- تخصص گرایی : تولیدات در نقاط شهری براساس تخصص و در قالب تخصصی صورت میگیرد تخصصهای مختلف فنی ، هنری ، علمی ، تولیدی ، اداری ولی فعالیت و تخصص مسلط در جامعه روستایی ، کشاورزی است که آن هم به شیوه سنتی خود اجرا میگردد و تخصصهای دیگر کمتر به چشم میخورد وابستگیهای مختلف سازمانی ، اجتماعی ، اقتصادی در جوامع شهری نسبت به جوامع روستایی بیشتراست
5- استقرار و جایگزینی درست افراد : از دیگر تفاوتها بین زندگی شهری و روستایی در قالب استقرارو جایگزینی افراد در مشاغل ومناصب مختلف منعکس میگردد. در نقاط شهری افراد براساس شرایط ویژه خود در مدارس ، موسسات آموزشی ویژه و حتی مدارس معلولین امکان حضور و مشارکت پیدا میکنند ولی چنین فرصتهایی در جوامع روستایی کمتر قابل دسترسی است
 6- تحرک اجتماعی : جامعه شهری نیاز به تحرک اجتماعی دارد و ضمنا آنرا تقویت میکند جوامع شهری بیشتر تاکید بر اکتساب دارند تا انتساب . در نقاط روستایی ایستایی و سکون و ارزشهای ناشی از فرقه و کاست دیده میشود ولی در جوامع شهری پویایی وتحرک مشخصه غالب است و گرایشهای مربوط به نظام کاستی در آن حداقل است .
 7- محدوده های تخصصی : درمناطق شهری و صنعتی مثلا مناطقی را به تولیدات کشاورزی ، مناطقی را به صنایع فولاد سازی و مناطقی را به تولیدات نساجی و برحسب شرایط منطقه ای تمرکز تخصصها ، مشخص و توزیع شده در حالیکه نقاط روستایی چنین ویژگی را ندارند.
8- موقعیت زنان : زنان در نقاط شهری توانسته اند هرچه بیشتر تواناییهای خود را باور کنند و متناسب با کارایی خود در مشاغل مختلف جایگاههای مناسبی را پیدا کنند ورود زنان به محیطهای تولیدی ، کارگاهها و کارخانه ها باعث شد تا فعالیتها و امور مربوط به خانه داری آنها تا اندازه ای کاهش یابد و تحول عمده ای در وضعیت جمعیت ، بهداشت کودکان و مادران و کاهش مرگ ومیر اطفال و زنان بوجود آورد ولی زنان روستایی در مزارع کار میکنند فعالیت آنها منجربه درآمد برای آنها نمیگردد از اینرو آنها به لحاظ اقتصادی فعال محسوب نمیشوند و این امر موجب تفاوت چشمگیر بین زنان فعال شهری و روستایی شده است .
9- تضاد و تفاوت بین ویژگیها : روستاییان تحمل کمتری در برابر اعتقادات ، عقاید ، ارزشها و ایده های جدید دارند در حالیکه شهرنشینان در این زمینه دارای تحمل بیشتریند و سعی میکنند خود را با شرایط تازه قشرهای جدید ، ایده های نوین تطبیق دهند و انعطاف پذیری یکی از خصوصیات عمومی شهرنشینان محسوب میشود .
10- شهر جایگاه ثروت : پیشرفت اقتصادی ، وجود مشاغل ، بالابودن تخصصها در نقاط شهری ، انباشت گونه های مختلف ثروت ، مبادلات فراوان اقتصادی وتجاری و فراوانی فرصتها ،جاذبه ها و انگیزه های عمومی شهر، شهر را بعنوان منبع ثروت معرفی کرده اند ولی در نقاط روستایی یک نوع ایستایی اقتصادی به چشم میخورد و شاخصهای تولید ، درآمد و امثال آن مشخص میباشد .

رشد شهرنشینی در کشورهای رو به توسعه :
تحت تاثیر پیامدهای فرهنگی صنعتی ، استفاده از خدمات گوناگون ، تمرکز خدمات ، بالارفتن عادات مصرفی شهرها در جوامع روبه توسعه گسترش بی سابقه را تجربه کرده اند توسعه شهرها در کشورهای جهان سوم بصورت یکسان و برابر انجام نگرفته شهرهای بندری ، شهرهایی که موقعیت استراتژیک بهتری داشته اند و شهرهایی که نقش داد و ستدهای تجاری را بهتر ایفا کننند بیشتر تقویت شده اند صنعت باعث شده تا افراد توانا و با صلاحیت از نقاط روستایی به اشکال مختلف جمع آوری و در نقاط شهری اسکان داده شوند.
ارزیابی زندگی شهری :
 1- جهت تاریک زندگی شهری : جهت تاریک زندگی شهری بیانگر از خودبیگانگی ، بی هویت شدن افراد ، ضعف خانواده ها میباشد روابط درون خانواده ها تا اندازه ای در نقاط شهری استحکام خود را از دست داده افراد فرد گرا شده و از خود پیروی میکنند و همبستگی تضعیف شده ، باعث گسستگی فراوان در خانواده ها میشود به عبارتی تولد یک شهر نهایتا موجب مرگ آن میگردد
 2- جهت روشن زندگی شهری : از جمله خصوصیات و جهات روشن زندگی شهری ، در دسترس بودن تسهیلات ، زمینه های رفاهی ، وسایل گرم کننده و امکان تبلور افراد است ساکنان جوامع شهری امکان دستیابی به موقعیتهای بهتر وضعیت اجتماعی ، اقتصادی بهتر و تحرک اجتماعی را برای شهروندان بوجود آورده و راحت تر میتوانند خود را مطرح و تواناییهای خود را بالقوه متجلی کنند توسعه شهری و فرهنگ شهری فاصله فیزیکی و فرهنگی بین شهر و روستا را به حداقل آن کاهش داده است .

مدیریت و برنامه ریزی شهری در جهان روبه توسعه :
 1- خرید و فروش زمین به شیوه ای متفاوت با جوامع صنعتی
 2- تاثیر کنترل سیاسی بر تصمیم گیریهای مربوط به شهرنشینی و توسعه شهری
 3- تاثیر رشد فزاینده جمعیت
4- پیش گرفتن سیاستهای عملیتر و بهتر
 5- انتقال مبانی برنامه ریزی
 6- راه حلها و ارتباط شرایط
  7- مسئولیت نهایی .

 1- خرید و فروش زمین به شیوه ای متفاوت با جوامع صنعتی : جوامع روبه توسعه وسیعا درگیر خرید و فروشهای فراوان زمین اند که تا حد زیادی بحران و مسائل مربوط به مسکن را بوجود آورده که مدیریت شهری باید بکه گونه ای باعث کنترل و اشراف بر مکانیزم معاملات زمین داشته باشد .
2- تاثیر کنترل سیاسی بر تصمیم گیریهای مربوط به شهرنشینی و توسعه شهری: بعضی از کشورهای روبه توسعه تحت تاثیر عوامل سیاسی و برنامه ریزیهای دولتی ، شهرنشینی خود را تا حد زیادی توسعه و تعمیم داده اند ولی بعضی دیگر تحت استیلای سیاستها و برنامه ریزیهای دولتی شهرنشینی را نتوانسته اند در حد وسیعی رشد و توسعه دهند
3- تاثیر رشد فزاینده جمعیت : بسیاری از جوامع روبه توسعه تحت تاثیر رشد فزاینده جمعیت در برنامه ریزیهای شهری خود با شکست مواجه شده اند یعنی برنامه ریزی شهری جوابگوی رشد سریع جمعیت نبوده اند
 4- پیش گرفتن سیاستهای عملیتر و بهتر : از آنجا که توسعه شهری بطور مستمر تداوم دارد سیاستگذاریهای مربوط به شهرنشینی و مدیریت شهری باید همواره بهبود و تکامل یابد که از شکستها و ایجاد خلا میتوان پیشگیری بعمل آورد یعنی با پیش گرفتن اینگونه سیاستها ، نیازهای جمعیتی را سهلتر و راحت تر میتوان پاسخ داد
 5- انتقال مبانی برنامه ریزی : مبانی اساسی برنامه ریزی شهری میتواند از کشوری به کشور دیگر منتقل شود یعنی اصول اولیه و مبانی توسعه و برنامه ریزی از کشوری که قبلا تجربه کرده به سایر کشورها راه پیدا کند
 6- راه حلها و ارتباط شرایط : کشورها و جوامع مختلف روبه توسعه راه حلهای مربوط به مدیریت شهری خود رامیتوانند بر اساس قالبهای فرهنگی و اجتماعی پایه ریزی کنند به همین دلیل بسیاری از کشورهای روبه توسعه سعی در بومی کردن طرحهای خود دارند به همین دلیل بطور صد در صد اقتباس کردن طرحها و برنامه ها نمیتواند پاسخگوی نیازهای شهری در همه کشورها باشد
 7- مسئولیت نهایی : مسئولیت نهایی برنامه ریزی شهری در جوامع رو به توسعه بستگی به سیاستمداران و شهروندان یک جامعه مورد نظر دارد به نتیجه رسیدن نقشها و کارکردهای مختلف و موفق شدن طرحها و برنامه ها در کشورهای جهان سوم بویژه درنقاط شهری و شهرها بستگی به سیاستهای متناسب و استقبال افراد از این سیاستها دارد .

اهداف برنامه ریزی شهری :
 1- ایجاد و نظم سیستماتیک بخشهای مختلف شهر ، مشتمل بر نقاط مسکونی و غیرمسکونی ، نقاط تجاری ، صنعتی و نظایر آن
 2- برنامه ریزی مربوط به حمل ونقل درون شهری به شکلی که نقاط مختلف شهر را به بهترین شکلی به یکدیگر مربوط گرداند بدون اینکه به آلودگی محیط زیست وسنگینی حمل ونقل بینجامد
 3- گسترش و توسعه نقاط مختلف شهری به شکلی که محیط زیست درآن حفظ گشته یا سالم بماند
 4- نظام ساختمان سازی بگونه ای باید دنبال گردد که در آن موارد بهداشتی ، فاضلاب ، آب وبرق و نظایر آن به بهترین شکلی در تمامی اماکن مسکونی و غیر مسکونی در دسترس باشد
 5- ایجاد تسهیلات مربوط به گذران اوقات فراغت ، مراکز ورزشی ، تفریحی ، مدارس که نقاط شهری برنامه ریزی شده عموما باید چنین تاسیسات و تسهیلاتی را مورد توجه قرار دهند در غیر این صورت جامعه شهری بشکل پیچیده ای با بن بستهای گوناگون فرهنگی و اجتماعی مواجه میشود
 6- برنامه ریزی شهری بگونه ای که آثار و ابنیه تاریخی ، مواریث فرهنگی و مراکزی از این دست به خوبی حفظ گردند
 7- ایجاد واحداث مراکز صنعتی در محدوده های خارج از شهر به شکلی که نقاط مسکونی کمتر آسیب پذیر گردند
 8- ایجاد مخازن آب کافی بطوریکه پاسخگوی جمعیت شهری با توجه به افزایش تدریجی آن باشد
 9- برنامه ریزی شهرها بگونه ای که توسعه و گسترش آینده را پاسخگو باشد با توجه به رشد شهرها به لحاظ جمعیتی ، فیزیکی ، اقتصادی و نظایر آن در برنامه ریزی شهری باید تا حد زیادی آینده نگر بود
10- توجه ویژه به پاکیزگی و نظافت شهرها بگونه ای که نقاط غیراستاندارد و غیرمجاز مثل کپرنشینی در آن رشد و گسترش نیابند .

برنامه ریزی شهرهای بزرگ و کوچک :
 اصول برنامه ریزی باید فارغ از تعصبات فردی باشد برنامه ریزی شهری ک توسط دولتها و سازمانهای تابعه آن هدایت میشود ضامن رشد و توسعه سیستماتیک و منظم مناطق شهری است و این امر باعث میشود تا اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی بخوبی تحقق یابد طی برنامه ریزی شهری مسائلی چون ساختمان سازی ، تاسیس راهها ، پارکها ، مراکز آموزشی و سایر تسهیلات با توجه به افزایش رشد جمعیت و نیازهای آنها مورد توجه قرار میگیرد.

برنامه ریزی و ایجاد شهرهای جدید یا شهرکها :
 1- جمعیت : شاخص جمعیت دربرگیرنده افراد شاغل ، بیکار ، شاغلین بخش عمومی، شاغلین بخش خصوصی ، گروههای غیر کارکن ، بازنشستگان ، مهاجران و نظایر آن میباشد یعنی در طراحی شهرهای کوچک نیازهای همه اقشار جمعیتی فوق الذکر را باید مد نظر داشت .
2- موقعیت : در طراحی یک شهر جدید باید عوامل و ویژگیهایی از قبیل شرایط آب و هوایی ، میزان رطوبت ، درجه حرارت ، مسائل مربوط به زمین شناسی ، موارد بهداشتی و نظایر آن را درنظر گرفت تا سرمایه گذاریها مفید واقع شود.

ویژگیهای گروههای اجتماعی درجوامع شهری :
1- ناهنگونی اجتماعی            2- کنترل ثانویه                    3- تحرک اجتماعی         4- انجمنهای داوطلبانه             5- فردگرایی
6- کمبود احساس همدردی با جامعه                7- کمبود وحدت با خانواده                    8- سستی در زمینه های اخلاقی
 9- شخصیت ناموزون                              10- وقوع بالای جرایم                                11- بی سازمانی اجتماعی    
 12- ویژگیهای مربوط به زندگی زناشویی       13- ناهمگونی وضعیت در جوامع شهری         14- زندگی پویا           15- زندگی تصنعی

 1- ناهمگونی اجتماعی : که ناشی از عوامل فرهنگی ، ثبات ، تخصص و امثال آن میباشد جوامع سریع التغییر شهری که در آن گروههای مختلف کنار یکدیگر زندگی میکنند کمتر دارای یکسانی و وحدت میباشند
 2- کنترل ثانویه : نظارت و کنترل پلیس و قوای انتظامی و سازمانهای اداری روی افراد در نقاط شهری تحت تاثیر اینگونه نظارت و کنترل تنظیم میشود در حالیکه در شهرهای کوچکتر و روستاها کنترل اولیه بیشتر بررفتار افراد تسلط دارد
 3- تحرک اجتماعی : موقعیت افراد در جوامع شهری نه بصورت ارثی بلکه در پی تلاشهای فراوان افراد بخاطر تواناییها و استعداد آنهاست که موجبات تحرک اجتماعی برای آنها در نقاط شهری باز فراهم میکند و باعث تحرک و پویایی میشود
4- انجمنهای داوطلبانه : بدنبال حرف و تخصصهای گوناگون در نقاط شهری ، انجمنهای صنفی و داوطلبانه زیادی در این نقاط به چشم میخورند درحالیکه شهرهای کوچکتر فاقد اینگونه انجمنها بوده افراد صرفا عضو گروه اولیه یا ثانویه میباشند
 5- فرد گرایی : شهرنشینان عموما از خانواده خود و نظام ارزشی گذشتگان خود پیروی نمیکنند و ارزشهای جدیدی را جویایند که هرچه بیشتر فردگرایی را درآنها تقویت میکند
 6- کمبود احساس همدردی با جامعه : در نقاط شهری عموما افراد در پی منافع فردی و شخصی خودند لذا روح همدردی و احساس تجمع گرایی بین شهرنشینان کمتر به چشم میخورد
 7- کمبود وحدت با خانواده : ارزشهای عاطفی ، حس همدردی و تعاون بین افراد و اعضای خانواده ها در نقاط شهری به حداقل رسیده و یکپارچگی و ارتباط بین افراد و اعضای خانواده ها در حال از بین رفتن و اضمحلال است
 8- سستی در زمینه های اخلاقی : بسیاری از ممنوعیتهای اخلاقی ، فرهنگی و ویژگیهایی از این قبیل تا جایی که به زندگی خانوادگی ، زناشویی و نظایر آن مربوط میشود در جوامع شهری سست و ضعیف میشود
 9- شخصیت ناموزون : جامعه شهری باعث گسترش مادی گرایی همراه با هوی و هوس بین افراد شده از دید نقادان شهری جنبه انسانی تا حد زیادی در نقاط شهری کاهش یافته
 10- وقوع بالای جرائم : طفل کشی و سقط جنین ، سرقت و انحرافات اخلاقی در جوامع شهری بطور فراوان اتفاق میافتد که موارد زیادی اعلام نشده و نامکشوف باقی میماند
 11- بی سازمانی اجتماعی : این وضعیت موجبات نارضایتی ، از دست دادن سلامت جسمی و روانی افراد گردیده و تنشها و برخوردهای گوناگونی بین اعضای جامعه بطور ملموس مشاهده میشود
 12- ویژگیهای مربوط به زندگی زناشویی : بدلیل سن بالای ازدواج پدیده کاهش رشد جمعیت اتفاق میافتد و نیز تصمیم گیریها و برنامه های مربوط به ازدواج در نقاط شهری توسط خود افراد صورت میگیرد و در جوامع شهری و صنعتی پیامدهای طلاق بیشتر است
 13- ناهمگونی وضعیت در جوامع شهری : تفاوتهای مادی واقتصادی بزرگترین ناهمگونی را بین دو قشر فقیر و غنی در جوامع شهری ایجاد کرده چون شهرها مراکز داد و ستد ، تجارت و جمعیتهای پناهنده و مهاجر ، کارگران میهمان میباشند ویژگیهای مربوط به جاه طلبی ، فردگرایی ، عقل گرایی و مادی گرایی در نقاط شهری به شیوه گسترده به چشم میخورد
 14- زندگی پویا : عوامل صنعتی ، تجارت آزاد ، رقابتهای وسع ،تخصص گرایی ، زندگی مصرفی یک نوع زندگی پویا و با تحرک در نقاط شهری ایجاد کرده
 15- زندگی تصنعی : سطحی گرایی و زندگی کم وبیش مصنوعی بطور عمده مربوط به نقاط شهری میباشد شهرهای بزرگ با مشکلاتی از قبیل تراکم ، آلودگی ، محدودیت مسکن مواجهند که عموما شهرنشینان بطوری سطحی و مصنوعی خود را با این قبیل شرایط تطبیق میدهند .

روحیه ، رفتار و شخصیت شهرنشینان :
جامعه شهری و رفتار شهرنشینان اثراتی متقابل روی یکدیگر دارند محیط شهری رفتارهای خاصی را در شهرنشینان بوجود آورده و رفتار و شخصیت شهرنشینان نیز محیط ویژه شهری را ایجاد ، حفظ و تداوم می بخشد جامعه شناسان و روانشناسان از 2 نوع تیپ A یا نوع الف که در آن افراد عموما بی قرار، عجول و بی صبرند و نوع تیپ B یا نوع ب که در آن افراد ساده گیرتر، آرام و با قرارند هر2 تیپ شخصیتی فوق در جوامع شهری وسیعا دیده میشود ولی تحت تاثیرعوامل مختلف شهرنشینی، صنعتی شدن ، زندگی همراه با رقابت ، مصرفی شدن جامعه ، برتری طلبی و در کشورهای جهان سوم بخاطر عدم دستیابی به معیارهای مناسب شهری ، بی نظمی اقتصادی و اجتماعی و جهش سریع جامعه بسوی توسعه ویژگیهای شخصیتی گروهA را دریافت کرده اند و در مقابل جوامع شهری استاندارد که معیارهای ساعات کار کمتر ، تامین اجتماعی ، کنترل قیمتها ، تعادل اقتصادی نداشتن بحرانهای اجتماعی را دارند در تیپ B قرار میگیرند .

نهادهای اجتماعی و شهرنشینی :
 1- نهاد آموزش و پرورش      2- فرهنگ        3- خانواده        4- ازدواج        5- طلاق        6- اسکان و محیط زیست در نقاط شهری .
1- نهاد آموزش و پرورش : این نهاد اساسی تحت تاثیر شهرنشینی ، توسعه شهری ، نیازهای شهری ، تخصص گرایی ، تقسیم کار تغییرات کمی و کیفی را شاهد بوده این نهاد برحسب شرایط تغییرات مورد نیاز را ایجاد میکند .
2- فرهنگ : شهرهای بزرگ امروزی از تنوع فرهنگی بالایی برخوردارند مهاجرتها ، کارخانجات صنعتی ، جابجایی نژادهای مختلف ، امکان جذب تخصصها ، وسایل ارتباطی امکانات تنوع فرهنگی را در شهرهای بزرگ فراهم آورده که نقاط غیراستاندارد (زاغه نشینی) تراکم جمعیت بحدی است که براحتی نمیتوانند نیازها و خدمات اولیه خود را تامین کنند این نوع افراد در قالب فرهنگی خاص خود قربانی بیماریها ، اپیدمیها ، انحرافات اجتماعی ، ورود به معاملات مواد مخدر ، فسادهای اخلاقی میشوند که باعث بحرانهای اجتماعی و فرهنگی میشوند که جامعه شناسان شهری تاکید زیاد بر آموزش و توانمند کردن این اقشار دارند .
3- خانواده : خانواده بعنوان یک نهاد جهانی بیشترین تاثیرپذیری یا تحول پذیری را از نقاط شهری دریافت میکند جامعه شهری بخاطر پویایی خود بطور مستمر بر کم و کیف نهاد خانواده تاثیر میگذارد توسعه صنعتی و دستاوردهای صنعتی به نقاط شهری باعث شده تا روش زندگی و مجموعه ارزشی خانواده در نقاط شهری چهره ای جدید بخود گیرد فردگرایی ، میل به پس انداز ، حمایت بیشتر از فرزندان رقابت و مصرف گرایی و کلا خانواده هسته ای در نقاط شهری بیش از سایر نقاط رشد پیداکنند خانواده شهری بلحاظ اقتصادی واحدی مصرفی است درحالیکه خانواده روستایی واحدی است تولیدی و متکی بخود بلحاظ اقتصادی . عواملی چون سواد ، اشتغال ، درآمد و حق انتخاب زنان در جوامع شهری باعث شده تا روابط درون خانواده همواره در معرض تغییرات باشد .
4- ازدواج : ازدواج بعنوان یک نهاد اجتماعی بطور وسیعی در جوامع شهری تحت تاثیر روابط جدید ، هنجارهای جدید و نظام ارزشی شهری قرار گرفته یکی از مشخصات عمده ازدواج در نقاط شهری مربوط به سن و قانونمندی سنی است که به عواملی مثل تحصیلات ، آمادگی جسمی ، آموزش مدنی ، ارتباطات فرهنگی ، همسانی فرهنگی و دستیابی به مشاغل غیرسنتی بستگی دارد کیفیت ازدواج در نقاط شهری با نقاط روستایی تا اندازه ای متفاوت است خصوصیا ت مربوط به آداب و رسوم ، ارزشها ، مشارکت و تفاهم دوجانبه زن و مرد بعد از تشکیل خانواده در نقاط شهری بیشتر از نقاط روستایی است و زنان در نقاط شهری از حقوق بالاتری مثل مشارکت در تصمیم گیریها ، حق اظهار نظر ، حق داشتن تعداد اولاد برخوردارند .
5- طلاق : شهرنشینان تحت تاثیر شرایط مربوط به زندگی شهری ، روابط اجتماعی آزاد ، حق انتخاب بیشتر در معرض طلاق و ازدواج مجدد قرار میگیرند که این بالا بودن ، تبعات و پیامدهای ناخوشایندی بدنبال می آورد مثل بالا بودن میزان انحرافات ، بالابودن نسبت اعتیاد ، ناسازگاری درون خانواده که این وضعیت بعنوان یک معضل و بحران اجتماعی در جوامع شهری ظاهر شده .
6- اسکان و محیط زیست در نقاط شهری : افزایش جمعیت شهرنشین و ازدیاد شهرها چهره ای ناموزون و غیرطبیعی از شهرها بر جای میگذارد چون در شهرهای بزرگ فاصله محل کار تا محل سکونت دور است مشکل مسکن و محیط زیست در این شهرها بوجود میا ید مشکلات مربوط به آلودگی ، بلایای طبیعی ، مشکلات و بلایای صنعتی ، فقر ، نداشتن مسکن کافی در این جوامع افزایش خواهد یافت .

شهرهای سالم :
شهر سالم مکانی است که دارای خدمات بهداشتی منظم و کافی باشد نیز چنین شهری امکان تامین معیشت و اشتغال را برای تمامی ساکنین خود ایجاد میکند هر شهر دارای ویژگیها ؛ زندگی ، روح و شخصیت خاص خود است یک شهر سالم بعنوان منطقه ای تعریف شده که همواره در حال گسترش و ایجاد فرصتهایی برای افراد خود است بگونه ای که آنها بتوانند ضمن حمایت یکدیگر از زندگی سطح بالایی برخوردار باشند ویژگیهای یک شهر سالم عبارتند از : غذای سالم و کافی – منابع آب سالم – سرپناه یا مسکن سالم و کافی – تسهیلات بهداشتی – امکانات رهایی از فقر و نیز عوامل محیطی – اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی و فیزیکی باید برحسب شرایط تامین گردد تا محیط سالم ایجاد شود .