تهاجم فرهنگی
مقدمه
تهاجم فرهنگي به معني انتقال معاني ميان نظامهاي فرهنگي بدون رضايت دوطرفه است. به عبارت ديگر، اگر يک نظام فرهنگي، ارزشهاي خود را با استفاده از قدرت بر نظام ديگري تحميل کند، تهاجم فرهنگي صورت ميگيرد. برخلاف مبادله فرهنگي که در آن نظامها ، توسعه يافته و تغييرات را برميتابند . در تهاجم فرهنگي، ارزشهاي اصلي هر نظام مورد ترديد قرار ميگيرد و به مرور زمان نظامهاي ارزشي و فرهنگي از بين ميروند.
تهاجم و هجوم یک ملت به ملتی دیگر به صورتهای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی صورت میپذیرد، اما در بین انواع یاد شده تهاجم فرهنگی، خطرناکتر از بقیه میباشد چون در تهاجمات نظامی، اقتصادی و سیاسی، ملت مورد تهاجم قرار گرفته، از عملکرد دشمن و نیتهای وی آگاهی دارد، اما در تهاجم فرهنگی به دلیل ظرافتکاری دشمن، چنین تهاجمی آشکار نبوده و ممکن است ملتی سالهای خیلی زیادی تحت چنین تهاجمی قرار گرفته باشند ولی خودشان متوجه تهاجم نبوده و بلکه حتی مظاهر تهاجم دشمن را با عنوان مد یا روشنفکری قبول کنند تا حدیکه کسی اگر، آگاهی پیدا کرد و خواست با آن مقابله کند با وی به عنوان ضد مد یا انسان عصر حجری برخورد میکنند. اما قبل از پرداختن به اصل مساله، لازم است تعریفی از فرهنگ داشته باشیم
تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی
برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده میتوان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار میگیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها میباشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی میباشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم قرار گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین و کم هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملت است . اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کردهاید که به اینجا رسیدهاید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا . همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت میگیرد.
هدف از تهاجمات فرهنگی
تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم میتواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی بر علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی ، علمی و اجتماعی در انحطاط به سر میبرند . در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنین تهاجمی خوب است. به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمیدهند ، تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد.
اما در مقابل، تهاجم فرهنگی هدفی دیگر نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد میباشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده میباشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره میبرند، چرا که برای چنین افرادی فقط ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، مطرح بوده و چیز دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیدهاند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود میرسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده میکنند. یعنی برای چنین افرادی مهم نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمیباشند بلکه از آن به عنوان وسیله استفاده میکنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری میشوند.
اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی
براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایههای فکری یک ملتهای میباشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت میباشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشهاش، اقدام به کاری میکند . اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست . اگر الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، رعایت حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها این است . بر این اساس برای اینکه بر چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایههای فکری عملی را از آنها بگیرند. و به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متحجر و بی عقل میباشند و اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید
نمونه تهاجم فرهنگی
پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی میباشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم وی میگوید : بعد از مدتها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم که تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما میباشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.
ابزار و روشهاي تهاجم فرهنگي
هر جريان فرهنگي، به ابزارها و روشهايي نياز دارد تا بتواند در طرف مقابل رسوخ و نفوذ کند. امپرياليسم غرب ـ به ويژه آمريكا ـ در تهاجم به بنيانهاي فرهنگي كشور ما از روشها و ابزارهاي مختلفي استفاده كرده است که برخی از آنها عبارتند از :
1- ابزار و روشهای فرهنگی
اين گزينه شامل استفاده از هنر سينما و تئاتر، انواع فيلمها و سريالهاي تلويزيوني، اشعار و مقالات و رمانهاي مختلف جهت ترويج پوچگرايي و بي هويت كردن مردم يك كشور و ايجاد ترديد در مباني تئوريك نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، نفوذ در مدارس و دانشگاهها و ترويج مكاتبي چون انسانمداري (اومانيسم)، سکولاريسم و تكثرّگرايي (پلوراليزم) ديني براي تضعيف مباني معرفتي حكومت ديني و…. می باشد.
2- ابزار و روشهای اقتصادی
صندوق بين المللي پول و بانك جهاني در تلاشي هدفمند، براي دادن وام به دولتها شرايطي را ميگذارند كه در تحميل فرهنگ سرمايهداري غرب مؤثر است. به عنوان مثال براي دادن وام به ايران، شرايطي مبتني بر تسريع خصوصي سازي، تعديل اقتصادي و هماهنگي با بازار آزاد جهان قرار داده شد كه به ايجاد مناطق آزاد تجاري و ديگر تحولات انجاميد. اين مناطق زمينة بسيار مناسبي براي ترويج فرهنگ غربي، تغيير الگوي مصرف، تجمّل گرايي و مدهاي غربي فراهم كرده است. از طرف ديگر، براي صدور تكنولوژيهاي غرب، شرط همكاري و انتقال تكنولوژي را به گونهاي ترسيم ميکنند كه فرهنگ بيگانه را نيز وارد آن كشور سازد.
3- ابزار و روشهای اجتماعی
شامل گستردن فساد جنسي در جامعه با فيلمهاي ويديويي و برنامههاي تلويزيوني و ماهوارهاي، مجلات و تصاوير مبتذل، کاتالوگ كالاهاي لوكس و تبليغاتي و… . همه اينها در ترويج فسادهاي اجتماعي، بيهويت كردن نسل جوان، گسترش فساد و خشونت، نا امني، بيكاري و مشكلاتي از اين دست نقش دارند. آنها ميخواهند افراد جامعه، به خصوص نسل جوان را از اهداف معنوي و فرهنگ انقلاب اسلامي منحرف کنند. ايجاد روحيه مدگرايي و اخلاق خاص ترويج كنندگان اين مدها، در قالب گروههايي مانند رپ ، هوي متال و شیطان پرستان ديده ميشود كه ترويج كننده رفتارهاي ضد اخلاقي است! همجنس بازي و برقراري روابط آزاد جنسي از رهاوردهاي اين پديده است! از طرف ديگر، صنعت گردشگري بدون کنترل و نظارتهاي لازم ، و گسترش مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي نيز از ديگر ابزارهاي اجتماعي تهاجم فرهنگي به شمار ميآيند.
4- تهاجم فرهنگی در محیط دانشگاهی
مانند ايجاد دگرگوني در نظام فكري و اعتقادي، از طريق استفادههاي نادرست فلسفي و نظري از رهاوردهاي علمي و القاي ناکارآمدي حکومت ديني، القاي نگرشهاي معرفت شناختي، جامعه شناختي، روانشناختي و تفكرات سياسي و اجتماعي غربي و تبليغ خالي بودن دين از چنين محتوياتي، كمرنگسازي ارزشهاي اصيل و پايدار ديني و تبليغ نسبيتّ و تاريخ مندي اصول ارزشها و تبعيت آن از ذوق و سليقههاي قومي و نژادي تلاش براي نفوذ در جريانات اثرگذار و كشاندن آنها به سوي حركتهاي معارضه آميز و سياسي كاري، به جاي تلاشهاي انقلابي و اسلامي
حال با شناختی که از تهاجم فرهنگی و اهداف و ابزارهای مورد استفاده آن بدست آوردیم به بررسی راههای مبارزه و جلوگیری از می پردازیم .
شناخت ، واکسیناسیون فرهنگ
البته بر کسی پوشیده نیست که در شرایط کنونی، با توجه به پیشرفت ارتباطات که زندگی بدون آن قابل تصور نیست کمتر ملتی توان مقابله با این نوع تهاجم را میتواند داشته باشد و همگان در معرض چنین تهاجمی هستند، اما آنچه که میتواند اصالت و فرهنگ یک ملتی را در برخورد با فرهنگهای بیگانه حفظ کند همان شناخت یک ملت از آداب و رسوم و فرهنگ و دینش میباشد، زیرا یک ملت به هر مقدار که از باروهای خود و از پیشینه و سابقه تاریخی و آداب و رسومش اطلاع دقیقی داشته باشد به همان اندازه میتواند در این برخورد فرهنگها، فرهنگش را حفظ کند و علاوه بر آن، چیزهای مفید و خوب فرهنگهای دیگر را نیز به فرهنگش ضمیمه کند
مراحل دفاع از فرهنگ
بر این اساس هر ملتی که اصالتی برای خودش قائل است باید در یک اقدام سه مرحلهای به دفاع از فرهنگ خود که آن نیز هویت خودش میباشد بپردازد که آن سه مرحله به ترتیب زیر است
1- بینشها و باورها
هر ملتی یک سری اعتقاداتی دارد که بر اساس آن اعتقاد به زندگی خود معنا میبخشد، زیرا جامعهای که معتقد به خدا میباشد و ایمان به غیب و فرشته و جهنم و بهشت یکی از اعتقادات آنهاباشد و اینکه یک روزی باید پاسخگوی همه رفتارها و گفتارهای خود باشند، معلوم است که در مقابل جامعهای که به خدا اعتقاد ندارد و اعتقاد به خدا را ناشی از ضعیف بودن و ترس انسان میداند و یا ملتی که هر چه را به چشم نبینند باور نمیکنند، هرگز قد خم نخواهد کرد . حال اگر چنینی ملتی مادی پرست به چنان ملت الهی تسلط و نفوذ پیدا کند در مرحله اول، تنها کاری که میکند همان حمله به اعتقادات وی میباشد اینکه خدا و عالم غیب افسانه میباشند و علاوه بر آن با یک حالت دلسوزانه ترحم میکنند که انسان باید واقع بین باشد و اعتقاد به چنین چیزهایی را از عوامل عقب ماندگی به حساب میآوردند . بر این اساس ما، باید قبل از هر کاری، مسائل اعتقادی خود را درست یاد بگیریم تا بتوانیم بر اساس منطق و برهان در مقابل اعتراضات، ایمان خود را حفظ کنیم.
2- ارزشها و گرایشها
در مرحله دوم باید بدانیم در این فرهنگ ما چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش ، اینکه تعریف صحیحی از ارزش داشته باشیم و بدانیم که ارزشها اعتباری نیستند بلکه دارای یک ارزش ذاتی میباشند. به عنوان مثال دزدی چیزی نیست که در زمانی ارزش حساب شود و در زمانی ضد ارزش یا احترام و رعایت دیگران یک ارزشی است که همیشه بوده و ذاتی است نه اینکه در میان ملتی ضد ارزش باشد، یا احترام به پدر و مادر و بزرگسالان و همچنین ایثار، جوانمردی، وجدان کاری ، انضباط اجتماعی، دفاع از مملکت در مقابل بیگانه حتی به قیمت جان، همه اینها دارای ارزش ذاتی میباشند، اما اگر ما یک دید اعتباری به ارزش داشته باشیم آنوقت دیگر وجدان کاری جای خود را به عدم تعهد خواهد داد، در این حالت است که سر خودمان کلاه میگذاریم که تنها نفعش را دشمن خواهد برد. مثلا به جای احترام به پیران خانواده که افراد با تجربه بوده و آنچه را که ما در آینه نمیبینیم آنها در گل میبینند و به قول معصومین، پیامبران هر خانوادهای میباشند، بگوئیم طرز تفکر شما قدیمی شده و شما نمیفهمید و از این قبیل حرفها ، این همان تغییر ارزشهاست که برای ما زنگ خطری است.
3- رفتارها و کردارها
این مرحله در حقیقت درماندگی یا غارت و شکست فرهنگی یک ملتی را در برابر فرهنگ ملتی دیگر به نمایش میگذارد، در واقع این مرحله نتیجه بازدهی دو مرحله قبلی گرایشها و ارزشها و باورها میباشد، لازم به توضیح است که با نظر بر این که رفتار آدمی نتیجه نوع نگرش وی یا همان اعتقاد وی و همچنین ارزشگذاری وی در امور میباشد، پس مردمی که در گذشته به دلیل اعتقاد به اینکه پیران برکت خانواده هستند، پدران خود را در خانه نگه داری میکردند که نشات گرفته از تفکراتشان بود و حال اینکه همان ملت اگر پدران خود را به آسایشگاه سالمندان ببرند دلیل بر شکست فرهنگشان خواهد بود.
جمع بندی
لذا با توجه به اینکه فرهنگ همان مایههای رفتاری یک ملت میباشد، در تهاجم فرهنگی، اعتقادات ، باورها ، رفتار و اندیشه هر ملتی را نشانه میگیرند و به همین دلیل این نوع تهاجم در بین انواع تهاجمات نظامی، سیاسی، اقتصادی نقش اساسی را بازی میکنند و خطرناکتر است، یعنی ملتی که استقلال فرهنگی نداشته و جیره خوار ملتی دیگر باشد به طور یقین در همه زمینههایش اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز مستقل نخواهد بود بر این اساس، مقدمه تهاجم نظامی بر منطقهای نیز تهاجم فرهنگی علیه آن منطقه است، و تنها مردمانی از چنین تهاجماتی پیروز از میدان بدر خواهند آمد که شناخت کاملی از فرهنگ، آداب و رسوم منطقهای و کشوری و شهری خود داشته باشد. البته مبارزه با تهاجم فرهنگی به معنای مبارزه با پیشرفت نیست بلکه به معنای دریافت پیشرفت بصورت غربال شده میباشد، یعنی بخشهای مفید را دریافت کرده و در قالب فرهنگ خود بگنجانیم و بخشهای مضر را حذف کنیم ، مثل اینکه موز میخوریم و پوستهاش را به دور می اندازیم.
منابع :
علي ذوعلم، جرعه جاري
عليرضا كريميان، ماهيت انقلاب اسلامي و تهاجم فرهنگي
محمد تقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگي به معني انتقال معاني ميان نظامهاي فرهنگي بدون رضايت دوطرفه است. به عبارت ديگر، اگر يک نظام فرهنگي، ارزشهاي خود را با استفاده از قدرت بر نظام ديگري تحميل کند، تهاجم فرهنگي صورت ميگيرد. برخلاف مبادله فرهنگي که در آن نظامها ، توسعه يافته و تغييرات را برميتابند . در تهاجم فرهنگي، ارزشهاي اصلي هر نظام مورد ترديد قرار ميگيرد و به مرور زمان نظامهاي ارزشي و فرهنگي از بين ميروند.
تهاجم و هجوم یک ملت به ملتی دیگر به صورتهای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی صورت میپذیرد، اما در بین انواع یاد شده تهاجم فرهنگی، خطرناکتر از بقیه میباشد چون در تهاجمات نظامی، اقتصادی و سیاسی، ملت مورد تهاجم قرار گرفته، از عملکرد دشمن و نیتهای وی آگاهی دارد، اما در تهاجم فرهنگی به دلیل ظرافتکاری دشمن، چنین تهاجمی آشکار نبوده و ممکن است ملتی سالهای خیلی زیادی تحت چنین تهاجمی قرار گرفته باشند ولی خودشان متوجه تهاجم نبوده و بلکه حتی مظاهر تهاجم دشمن را با عنوان مد یا روشنفکری قبول کنند تا حدیکه کسی اگر، آگاهی پیدا کرد و خواست با آن مقابله کند با وی به عنوان ضد مد یا انسان عصر حجری برخورد میکنند. اما قبل از پرداختن به اصل مساله، لازم است تعریفی از فرهنگ داشته باشیم
تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی
برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده میتوان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار میگیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها میباشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی میباشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم قرار گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین و کم هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملت است . اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کردهاید که به اینجا رسیدهاید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا . همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت میگیرد.
هدف از تهاجمات فرهنگی
تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم میتواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی بر علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی ، علمی و اجتماعی در انحطاط به سر میبرند . در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنین تهاجمی خوب است. به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمیدهند ، تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد.
اما در مقابل، تهاجم فرهنگی هدفی دیگر نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد میباشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده میباشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره میبرند، چرا که برای چنین افرادی فقط ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، مطرح بوده و چیز دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیدهاند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود میرسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده میکنند. یعنی برای چنین افرادی مهم نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمیباشند بلکه از آن به عنوان وسیله استفاده میکنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری میشوند.
اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی
براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایههای فکری یک ملتهای میباشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت میباشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشهاش، اقدام به کاری میکند . اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست . اگر الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، رعایت حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها این است . بر این اساس برای اینکه بر چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایههای فکری عملی را از آنها بگیرند. و به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متحجر و بی عقل میباشند و اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید
نمونه تهاجم فرهنگی
پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی میباشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم وی میگوید : بعد از مدتها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم که تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما میباشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.
ابزار و روشهاي تهاجم فرهنگي
هر جريان فرهنگي، به ابزارها و روشهايي نياز دارد تا بتواند در طرف مقابل رسوخ و نفوذ کند. امپرياليسم غرب ـ به ويژه آمريكا ـ در تهاجم به بنيانهاي فرهنگي كشور ما از روشها و ابزارهاي مختلفي استفاده كرده است که برخی از آنها عبارتند از :
1- ابزار و روشهای فرهنگی
اين گزينه شامل استفاده از هنر سينما و تئاتر، انواع فيلمها و سريالهاي تلويزيوني، اشعار و مقالات و رمانهاي مختلف جهت ترويج پوچگرايي و بي هويت كردن مردم يك كشور و ايجاد ترديد در مباني تئوريك نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، نفوذ در مدارس و دانشگاهها و ترويج مكاتبي چون انسانمداري (اومانيسم)، سکولاريسم و تكثرّگرايي (پلوراليزم) ديني براي تضعيف مباني معرفتي حكومت ديني و…. می باشد.
2- ابزار و روشهای اقتصادی
صندوق بين المللي پول و بانك جهاني در تلاشي هدفمند، براي دادن وام به دولتها شرايطي را ميگذارند كه در تحميل فرهنگ سرمايهداري غرب مؤثر است. به عنوان مثال براي دادن وام به ايران، شرايطي مبتني بر تسريع خصوصي سازي، تعديل اقتصادي و هماهنگي با بازار آزاد جهان قرار داده شد كه به ايجاد مناطق آزاد تجاري و ديگر تحولات انجاميد. اين مناطق زمينة بسيار مناسبي براي ترويج فرهنگ غربي، تغيير الگوي مصرف، تجمّل گرايي و مدهاي غربي فراهم كرده است. از طرف ديگر، براي صدور تكنولوژيهاي غرب، شرط همكاري و انتقال تكنولوژي را به گونهاي ترسيم ميکنند كه فرهنگ بيگانه را نيز وارد آن كشور سازد.
3- ابزار و روشهای اجتماعی
شامل گستردن فساد جنسي در جامعه با فيلمهاي ويديويي و برنامههاي تلويزيوني و ماهوارهاي، مجلات و تصاوير مبتذل، کاتالوگ كالاهاي لوكس و تبليغاتي و… . همه اينها در ترويج فسادهاي اجتماعي، بيهويت كردن نسل جوان، گسترش فساد و خشونت، نا امني، بيكاري و مشكلاتي از اين دست نقش دارند. آنها ميخواهند افراد جامعه، به خصوص نسل جوان را از اهداف معنوي و فرهنگ انقلاب اسلامي منحرف کنند. ايجاد روحيه مدگرايي و اخلاق خاص ترويج كنندگان اين مدها، در قالب گروههايي مانند رپ ، هوي متال و شیطان پرستان ديده ميشود كه ترويج كننده رفتارهاي ضد اخلاقي است! همجنس بازي و برقراري روابط آزاد جنسي از رهاوردهاي اين پديده است! از طرف ديگر، صنعت گردشگري بدون کنترل و نظارتهاي لازم ، و گسترش مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي نيز از ديگر ابزارهاي اجتماعي تهاجم فرهنگي به شمار ميآيند.
4- تهاجم فرهنگی در محیط دانشگاهی
مانند ايجاد دگرگوني در نظام فكري و اعتقادي، از طريق استفادههاي نادرست فلسفي و نظري از رهاوردهاي علمي و القاي ناکارآمدي حکومت ديني، القاي نگرشهاي معرفت شناختي، جامعه شناختي، روانشناختي و تفكرات سياسي و اجتماعي غربي و تبليغ خالي بودن دين از چنين محتوياتي، كمرنگسازي ارزشهاي اصيل و پايدار ديني و تبليغ نسبيتّ و تاريخ مندي اصول ارزشها و تبعيت آن از ذوق و سليقههاي قومي و نژادي تلاش براي نفوذ در جريانات اثرگذار و كشاندن آنها به سوي حركتهاي معارضه آميز و سياسي كاري، به جاي تلاشهاي انقلابي و اسلامي
حال با شناختی که از تهاجم فرهنگی و اهداف و ابزارهای مورد استفاده آن بدست آوردیم به بررسی راههای مبارزه و جلوگیری از می پردازیم .
شناخت ، واکسیناسیون فرهنگ
البته بر کسی پوشیده نیست که در شرایط کنونی، با توجه به پیشرفت ارتباطات که زندگی بدون آن قابل تصور نیست کمتر ملتی توان مقابله با این نوع تهاجم را میتواند داشته باشد و همگان در معرض چنین تهاجمی هستند، اما آنچه که میتواند اصالت و فرهنگ یک ملتی را در برخورد با فرهنگهای بیگانه حفظ کند همان شناخت یک ملت از آداب و رسوم و فرهنگ و دینش میباشد، زیرا یک ملت به هر مقدار که از باروهای خود و از پیشینه و سابقه تاریخی و آداب و رسومش اطلاع دقیقی داشته باشد به همان اندازه میتواند در این برخورد فرهنگها، فرهنگش را حفظ کند و علاوه بر آن، چیزهای مفید و خوب فرهنگهای دیگر را نیز به فرهنگش ضمیمه کند
مراحل دفاع از فرهنگ
بر این اساس هر ملتی که اصالتی برای خودش قائل است باید در یک اقدام سه مرحلهای به دفاع از فرهنگ خود که آن نیز هویت خودش میباشد بپردازد که آن سه مرحله به ترتیب زیر است
1- بینشها و باورها
هر ملتی یک سری اعتقاداتی دارد که بر اساس آن اعتقاد به زندگی خود معنا میبخشد، زیرا جامعهای که معتقد به خدا میباشد و ایمان به غیب و فرشته و جهنم و بهشت یکی از اعتقادات آنهاباشد و اینکه یک روزی باید پاسخگوی همه رفتارها و گفتارهای خود باشند، معلوم است که در مقابل جامعهای که به خدا اعتقاد ندارد و اعتقاد به خدا را ناشی از ضعیف بودن و ترس انسان میداند و یا ملتی که هر چه را به چشم نبینند باور نمیکنند، هرگز قد خم نخواهد کرد . حال اگر چنینی ملتی مادی پرست به چنان ملت الهی تسلط و نفوذ پیدا کند در مرحله اول، تنها کاری که میکند همان حمله به اعتقادات وی میباشد اینکه خدا و عالم غیب افسانه میباشند و علاوه بر آن با یک حالت دلسوزانه ترحم میکنند که انسان باید واقع بین باشد و اعتقاد به چنین چیزهایی را از عوامل عقب ماندگی به حساب میآوردند . بر این اساس ما، باید قبل از هر کاری، مسائل اعتقادی خود را درست یاد بگیریم تا بتوانیم بر اساس منطق و برهان در مقابل اعتراضات، ایمان خود را حفظ کنیم.
2- ارزشها و گرایشها
در مرحله دوم باید بدانیم در این فرهنگ ما چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش ، اینکه تعریف صحیحی از ارزش داشته باشیم و بدانیم که ارزشها اعتباری نیستند بلکه دارای یک ارزش ذاتی میباشند. به عنوان مثال دزدی چیزی نیست که در زمانی ارزش حساب شود و در زمانی ضد ارزش یا احترام و رعایت دیگران یک ارزشی است که همیشه بوده و ذاتی است نه اینکه در میان ملتی ضد ارزش باشد، یا احترام به پدر و مادر و بزرگسالان و همچنین ایثار، جوانمردی، وجدان کاری ، انضباط اجتماعی، دفاع از مملکت در مقابل بیگانه حتی به قیمت جان، همه اینها دارای ارزش ذاتی میباشند، اما اگر ما یک دید اعتباری به ارزش داشته باشیم آنوقت دیگر وجدان کاری جای خود را به عدم تعهد خواهد داد، در این حالت است که سر خودمان کلاه میگذاریم که تنها نفعش را دشمن خواهد برد. مثلا به جای احترام به پیران خانواده که افراد با تجربه بوده و آنچه را که ما در آینه نمیبینیم آنها در گل میبینند و به قول معصومین، پیامبران هر خانوادهای میباشند، بگوئیم طرز تفکر شما قدیمی شده و شما نمیفهمید و از این قبیل حرفها ، این همان تغییر ارزشهاست که برای ما زنگ خطری است.
3- رفتارها و کردارها
این مرحله در حقیقت درماندگی یا غارت و شکست فرهنگی یک ملتی را در برابر فرهنگ ملتی دیگر به نمایش میگذارد، در واقع این مرحله نتیجه بازدهی دو مرحله قبلی گرایشها و ارزشها و باورها میباشد، لازم به توضیح است که با نظر بر این که رفتار آدمی نتیجه نوع نگرش وی یا همان اعتقاد وی و همچنین ارزشگذاری وی در امور میباشد، پس مردمی که در گذشته به دلیل اعتقاد به اینکه پیران برکت خانواده هستند، پدران خود را در خانه نگه داری میکردند که نشات گرفته از تفکراتشان بود و حال اینکه همان ملت اگر پدران خود را به آسایشگاه سالمندان ببرند دلیل بر شکست فرهنگشان خواهد بود.
جمع بندی
لذا با توجه به اینکه فرهنگ همان مایههای رفتاری یک ملت میباشد، در تهاجم فرهنگی، اعتقادات ، باورها ، رفتار و اندیشه هر ملتی را نشانه میگیرند و به همین دلیل این نوع تهاجم در بین انواع تهاجمات نظامی، سیاسی، اقتصادی نقش اساسی را بازی میکنند و خطرناکتر است، یعنی ملتی که استقلال فرهنگی نداشته و جیره خوار ملتی دیگر باشد به طور یقین در همه زمینههایش اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز مستقل نخواهد بود بر این اساس، مقدمه تهاجم نظامی بر منطقهای نیز تهاجم فرهنگی علیه آن منطقه است، و تنها مردمانی از چنین تهاجماتی پیروز از میدان بدر خواهند آمد که شناخت کاملی از فرهنگ، آداب و رسوم منطقهای و کشوری و شهری خود داشته باشد. البته مبارزه با تهاجم فرهنگی به معنای مبارزه با پیشرفت نیست بلکه به معنای دریافت پیشرفت بصورت غربال شده میباشد، یعنی بخشهای مفید را دریافت کرده و در قالب فرهنگ خود بگنجانیم و بخشهای مضر را حذف کنیم ، مثل اینکه موز میخوریم و پوستهاش را به دور می اندازیم.
منابع :
علي ذوعلم، جرعه جاري
عليرضا كريميان، ماهيت انقلاب اسلامي و تهاجم فرهنگي
محمد تقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۵/۰۸ ساعت 22:39 توسط Mohammad
|