مراتب انس با قرآن
1-    گوش فردادن و نظر کردن به آیات قرآن : که نخستین و عام ترین مرتبه انس با قرآن است و خدواند گوش فرادادن و سکوت به هنگام تلاوت قرآن را موجب نزول لطف و رحمت الهی می داند. نظر کردن به آیات قرآن نیز نوعی انس است. و برقراری انس سمعی و بصری با قرآن جان و قلب انسان را به نور قرآن روشن می نماید.
و اذا قری القرآن فاستمعواله و انصتوا لعلکم ترحمون
    و چون قرآن خوانده شود ، گوش بدان فرا دارید و خاموش مانید. امید که بر شما رحمت آید.
2-    تلاوت قرآن: تلاوت نوعی ذکر زبانی است. شایسته است تلاوت قرآن با مهارت ، ترتیل و صوت نیکو و حزین باشد و هنگام تلاوت، ادب و حضور در پیشگاه خدا باید رعایت شود. تلاوت قرآن وسیله صعود به مرات عالی علم است.
3-    درک معانی و مفاهیم قرآن: از این طریق می توان با بسیاری از مفاهیم، دستورالعمل ها، نکات اخلاقی و عبادی آشنایی پیدا کرد. و شرط اصلی در این مرحله آشنایی با زبان و ادبیات عرب و آگاهی از لغات و الفاظ قرآن است. در این گام انس و ارتباط آگاهانه و هدفمند با قرآن آغاز می شود و گامی بزرگ برای رسیدن به شناخت جامع و ژرف تر قرآن است.
4-    تفسیر قرآن: که موجب شناخت جامع و منسجم مفاهیم و پیام های قرآن می شود. در پرتو تفسیر ارتباط معنایی بسیاری از آیات آشکار می شو و تغییر نوعی تلاش فکری است تا مفسر که وسیله آن به پیام ها و هدایت های قرآن آگاه می شود و از یک سو فرد را به صورت مستقیم با کلام حدا مرتبط می کند و از سوی دیگر ذهن و زندگی انسان را رنگی دیگر می بخشد.
5-    تدبر در قرآن: که بالاترین نوع انس با قرآن است. تدبر عبور از مفاهیم اولیه و ورود به لایه های ژرف برای کشف حقایق پنهانی است. تبر جریانی فکری – روحی است که از نوعی ارتباط میان عقل و قلب پدید
می آید. تدبر در قرآن جان مومن را چنان با قرآن مانوس می کند که مراتب دیگر انس کوچک جلوه می کند. در پرتو تدبر قرآن جانی تازه گرفته و اسرار نهانش آشکار می شود.

اقسام شناخت قرآن
1-    شناخت سندی: در شناخت سندی پژوهشگر می کوشد دریابد که این کتاب از نظر اسناد و انتساب به نویسنده اش چه میزان اعتبار دارد. اما قرآن از این نوع شناخت بی نیاز است. زیرا هیچگاه در انتساب سوره و آیات آن به آورنده اش پیامبر اسلام (ص) تردیدی وجود نداشه و هیچ شکی در آیات آن نیست و به هیچ عنوان نسخه ی دیگری از قرآن وجود ندارد.
2-    شناخت تحلیلی: در این شناخت پژوهشگر سعی می کند با آگاهی از مطالب و محتوای کتاب عیار و ارزش علمی و محتوایی آن را روشن سازد . در شناخت تحلیلی قرآن باید دانست که قرآن مشتمل بر چه مسائلی است و آن مسائل چگونه و با چه سبکی عنوان شده است. شناخت تحلیلی قرآن زیر بنای ایمان و جهت دهنده رفتار و اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان است.
3-    شناخت ریشه ای: در این شناخت پژوهشگر می کوشد روشن نماید که آیا مطالب کتاب از اندیشه پدید آورنده اش تراوش یافته در این مرحله باید قرآن را با آثار علمی و کتابهای دیگر آن زمان مقایسه کرد و ارزیابی کرد که آیا آنچه در قرآن آمده در کتاب های دیگر نیز هست. شناخت ریشه ای پژوهشگر را به این سمت هدایت می کند که قرآن از افقی بالاتر از ذهن و اندیشه پیامبر به ایشان اضافه گردیده است و وی صرفاً حامل این پیام وحی بوده است و قرآن یک معجزه است.
دلایل بی نیازی قرآن از شناخت سندی:
1-    یکی از راه های دریافت وحی توسط پیامبران علم حضوری بوده و در این علم دریافت کننده نسبت به آنچه دریافت کرده است هیچ تردیدی ندارد.
2-    قرآن بر خلاف دیگر کتب آسمانی به صورت تدریجی نازل شده است. نزول تدریجی دریافت مطمئن را برای پیامبر هموار و فراگیری با برای مومنان آسان می سازد.
3-    پیامبر جمعی از نویسندگان مورد اعتماد فرد را برای نگارش صحیح قرآن انتخاب کرده بود. تعدادی از آنها همیشه همراه پیامبر بودند و کلام خدا را به محض نزول بر پیامبر و ابلاغ آن می نگاشتند و یکی از دلایل مصون ماندن قرآن از هر گونه تغییر و تحریف همین امر است.
4-    جنبه ادبی و هنری و ساختار آنگین قرآن حفظ و به خاطر سپردن آیات را روان و آسانتر می کرد و تثبیت قرآن در حافظه جمع بزرگی از مسلمانان مانع بروز هرگونه تغییر و تحریفی در آن می شد.
5-    در جامعه آن زمان کتاب دیگری بجز قرآن نبود و مردم به علت نداشتن سواد به قرآن گوش می دادند و از طریق استماع قرآن در قلب آنان نقش می بست و چون آن را کلام خدا می دانستند به خود اجاز تغییر آن را نمی دادند. همچنین در مدینه کمیته ای شکل گرفت و نسخه واحدی از قرآن تهیه شد و به مراکز اصلی قلمرو اسلامی ارسال شد و از روی آن نسخه هایی تهیه و در اختیار مردم قرار گرفت.
فرضهایبنیادیندرشناختقرآن
1)وحیانیبودنالفاظقرآن            2)ابدیتوتغییر
1-    وحیانی بودن الفاظ قرآن
مومنان به دلایل ذیل اعتقاد به الهی بودن الفاظ و ساختار ظاهری متن قرآن دارند.
الف) قرآن آشکارا خود را سخن خدا معرفی نموده است. و منطقی این است که گوینده خود در انتخاب ، تنظیم و چینش کلمات نقش اصلی را بر عهده دارد.
ب) قرآن مشرکان را دعوت کرده که جملاتی مشابه آن بیاورند و عجز مشرکان از ساختن و پرداختن کلامی همانند قرآن بیانگر ساختار ظاهری متن و سبک بیانی آن از سوی خداوند است.
ج) آیات بسیاری از قرآن به روشنی بر وحیانی بودن الفاظ و ساختمان متن قرآن دلالت دارد. مانند:
    انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون
            ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم باشد که بیندیشید
د) تفاوت آشکار ساختار ظاهری متن قرآن با سخنان پیامبر به طوری که اعراب آن زمان پس از شنیدن نخستین آیات قرآن خود را با اقیانوسی از مضامین بلند مواجه دیدند و بر الهی بودن آن اعتراف کردند.
ه) عظمت و ژرفای معارف و محتوای قرآن آنچنان است که احاطه کامل بر همه آنها فراتر از توان و قدرت انسان است.
قرآن پیامبر را همانند سایر انسان ها معرفی می کند که فقط به خاطر پاکی از گناه می تواند وحی را دریافت کرده و بدون هیچ کاستی ابلاغ نماید.
2-    ابدیت و تغییر: باور به جاودانگی قرآن یکی از اساسی ترین اعتقادات انسان است که بر اساس آن قرآن همیشه از همان اعتبار اولیه بر خوردار است و می تواند پاسخگوی نیازهای متغیر عصر ها و نسل های گوناگون باشد. نیاز هایی که با گذشت زمان با تغییرات گسترده روبرو است.
حوزه مباحث قرآن : مجموعه آیات قرآن معارف و احکام الهی را در چهار حوزه روابط انسان با خدا، انسان با خودش، انسان با طبیعت ، انسان با نسان ها بیان می کند. از این میان دو حوزه رابطه انسان با طبیعت و انسان با انسانها از تحولات زمان تاثیر می پذیرد و احکام و دستور العمل های آنها نیز تغییر پیدا می کند.
اسرار ماندگاری قرآن در بستر زمان (جاودانگی قرآن)
    1. ژرفای نامحدود            2. پیوند قرآن و عترت        3.اجتهاد روشمند در قرآن
1-    ژرفای نامحدود : که یکی از ویژگی های ذاتی قرآن است و در روایات از آن به بطن و بطون یاد شده است. برخورداری یک متن مکتوب از بطون یعنی آن متن علاوه بر ظاهرش مطالب و مفاهیم دیگری را نیز در خود دارد. برخورداری قرآن از بطون موجب تمایز آن و متن های انسانی شده است. زیرا کلام پدید آورنده قرآن فراتر از زمان و مکان است و معانی و مفاهیم بسیاری را در بردارد. لذا اولین و اصلی ترین رمز ماندگاری قرآن در بستر زمان ژرفای نامحدود آن است.
واعبدو الله و لا تشرکوا به شیئاً
        و خدا بپرستید و چیزی را با او شریک مگردانید
ظاهر این آیه نهی از پرستش بت هاست ولی با تامل در می یابیم که علت این نهی این است که این کار نوعی خضوع در برابر غیر خداست و بت بودن معبود فی نفسه خصوصیتی ندارد.
الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدو الشیطان
        ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، همانگونه که از غیر نباید اطاعت کرد. از خواسته های خویش نیز نباید پیروی کرد.
2-    پیوند قرآن و عترت: قرآن اگر متناسب با نیازهای زمان تغییر گردد با زندگی مومنان ارتباط برقرار کرده و حاجات آنها را برآورده می کند. نخستین و اصلی ترین ساز و کار برای تغییر صحیح قرآن پیوند جاودانه قرآن و عترت است. که تشریع اصل امامت در قرآن بیانگر این سازو کار بنیادی است و پیامبر در حدیث ثقلین مکرراً به این پیوند توصیه نموده است. حضرت علی هم در احادیث خود می فرماید خدا مارا با قرآن و قرآن را با ما قرارداده و قرآن منهای عترت را کتاب صامت می خواند.

فلسفه پیوند قرآن و عترت
همانگونه که قرآن بیان داشته است. حضور مفسری آگاه به معارف و اسرار وحی در کنار قرآن ضروری است و قرآن یکی از مسئولیت های اصلی پیامبران را تبیین و تفسیر و تغییر وحی می داند. لذا یک عنصر انسانی در کنار وحی باید وجود داشته باشد تا با توجه به ظهور نیازهای جدید در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان، مسئولیت تعلیم ، تبیین ، شفاف سازی و تفسیر وحی را بر عهده بگیرد. لذا با پیوند قرآن و عترت قرآن همواره در حال نازل شدن است و هیچ عصری و نسلی از وحی آسمانی بی بهره نمی ماند.
ثمرات پیوند قرآن و عترت
1.    تبیین و تفسیر صحیح آیات قرآن متناسب با نیازها و مسائل جدید مسلمانان و جامعه اسلامی
2.    آموزش شیوه صحیح برای دست یابی به مفاهیم وحی در غیاب عترت
3.    رهبری سیاسی جامعه اسلامی که به وسیله آن هم تبیین دقیق و کاربردی آیات قرآن صورت می گیرد و هم رهنمود های قرآنی برای ساختن جامعه الهی به کار گرفته می شود.
4.    تامین حضور همیشگی انسان کامل در میان آدمیان.
3-    اجتهاد روشمند در قرآن
اصل اجتهاد یکی دیگر از سازوکارها برای تفسیر صحیح قرآن است. تاکید قرآن بر تعقل، تفکر و تدبر حاکی از اهمیت اجتهاد و خردورزی در حیات جاودانه قرآن دارد. قرآن در مورد جهاد بیان داشته هم زمان با عزیمت گروهی برای جهاد گروهی نیز برای تفقه یعنی فراگرفتن دین به صورت تخصصی نزد پیامبر (ص) روند تا پس از مراجعت به سوی قوم خود پیام وحی را به آنها ابلاغ کنند و این حاکی از نقش مهم اجتهاد روشمند در حفظ و حراست از مرزهای اندیشه دینی و معارف ناب وحیانی است.

دانش تفسیر
واژه تفسیر در لغت به معنای روشن نمودن، پرده برداشتن و بیان کردن است و در قرآن هم یکبار و به همین معنی آمده است.
دانش تفسیر دانشی است که به کمک آن مفاهیم و معارف قرآن آشکار و دستور ها و پندها و حکمت های آن استخراج می شود. بنابراین تغییر نوعی تلاش فکری به منظور بیان معانی آیات قرآن و کشف مقاصد و مفاهیم آنهاست که با نزول نخستین آیات قرآن شروع شده و به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده یا به مرحله تدوین رسیده است.
شیوه های نگارش تفسیر قرآن
1.  تفسیر ترتیبی             2.  نفسیر موضوعی
1-    تفسیر ترتیبی
در این شیوه مفسر مجموعه آیات قران را به ترتیب و آیه به آیه مورد شرح و تبیین قرار می دهد. مهمترین تفاسیر ترتیبی تفسیر مجمع البیان اثر طبری، تفسیر المیزان اثر طباطبایی و تفسیر نمونه اثر مکارم شیرازی
2-    تفسیر موضوعی
در این شیوه، مفسر ابتدا به جمع آوری ایات مربوط به یک موضوع معین پرداخته و پس از دسته بندی آنها به شرح، استخراج و جمع بندی معارف و مقاصد هر یک می پردازد.
مهمترین تفاسیر موضوعی: تفسیر موضوعی قرآن کریم اثر جوادی عاملی – مننشور جاوید اثر سبحانی –
پیام قرآن اثر مکارم شیرازی
اصلی ترین روش های تفسیری
1.  روش تفسیر نقلی         2.  روش تفسیر اجتهادی
1-    روش تفسیر نقلی: در این شیوه مفسر در تفسیر هر آیه فقط به نقل آیات دیگر اقوال و آرای صحابه پیامبر و تابعین می پردازد و از اجتهاد و اظهار نظر اجتناب می کند.
2-    روش تفسیر اجتهادی : در این روش مفسر در تغییر آیات به آثار و اخبار منقول تکیه نکرده و برای رسیدن به مفاهیم و معارف آیات ، بر پایه اندیشه ورزی و استدلال روشمند به کار خود می پردازد.

دلایل نیازمندی قرآن به تفسیر :
قرآن اگرچه خود نور و روشنگر است ولی شناخت و تحلیل صحیح مفاهیم و محتوای بلند آن بدون برخورداری از ابزارهای لازم شناخت برای همگان ممکن نیست و در حقیقت تفسیر یکی از اصلی ترین ابزارهای شناخت معارف است. برخی از مهمترین ویژگیهای قرآن که نیازمندی به تفسیر را آشکار می کنند عبارتند از:
1-    بیان اصول و کلیات:
یکی از ویژگی های بیانی قرآن این است که بسیاری از معارف هدایت بخش خود را در قالب اصول و قواعد کلی عرضه نموده است و بدین وسیله محورهای بنیادین و راه رسیدن به کمال را در اختیار آدمیان قرار داده است. این ویژگی از یک سو متن قرآن را فراتر از زمان و مکان خاص قرارداده و از سوی دیگر راهیابی به فروعات و جزئیات آن را به تفسیر روشمند واگذار نموده است.
2-    به کارگیری سبک خواص در بیان مطالب:
قرآن مجموعه مطالب و پیام های مربوط به یک موضوع یا در یک جا به صورت متمرکز نیاورده است و باید مطالب مربوط به یک موضوع را در لابه لای ایات جستجو و سپس جمع بندی کرد. همچنین برخی از آیات قرآن با تکیه بر قراین به بیان مقاصد خود پرداخته است و بدون آگاهی از این قراین نمی توان به طور صحیح معانی مورد نظر این آیات را دریافت نمود.
3-    معرفی جهان های فراطبیعی:
قرآن ذهن و ضمیر بشر را به جهان ها و موجودات فرا طبیعی و ارتباط و تاثیر بیان آنها و جهان مادی معطوف کرده است. لذا تصویری که قرآن از هستی و موجودات انسان ارائه می دهد، بسیار گسترده تر از آن چیزی است که انسان حس می کند.
4-    ژرفای نامحدود
قرآن علاوه بر معارف ارزشمندی که در قالب ظواهر و ساختار ترکیبی جملات دارد. پیام ها و معارف بسیاری را نیز در خود نهفته است که با اندیشه ورزی در بستر زمان آشکار می شود. اساسی ترین رمز ماندگاری قرآن در بستر زمان ژرفای نا محدود آن است.

5-    جهان شمولی و ابدیت:
اندیشه جهانی و جاودانه بودن نور هدایت قرآن ، از اصول بنیادین است و مسلمانان بر این باورند که قرآن در پهنه زمین و گستره زمان کتاب هدایت همه انسان هاست. لذا لازم است قرآن متناسب با نیازهای معرفتی و معیشتی عصر ها و نسل ها تفسیر شود.
6-    فصاحت و بلاغت
قرآن علاوه بر استفاده از ساختار زبان عربی ، در انتخاب ، ترکیب ، چینش و پردازش کلمات از چنان ظرافتی استفاده کرده که متن قرآن را در بالاترین سطح فصاحت و بلاغت قرار دادده است. همچنین قرآن برای بیان معارف و معانی مورد نظر، از بیشترین ظرفیت الفاظ و جملات بهره جسته است و خرد ورزی راه رسیدن به معارف نهفته آن است.
7-    اشاره ها و نشانه ها:
قرآن بسیاری از معارف و مفاهیم بلند خود را در قالب اشاره های ظریف بیان کرده است.
اشارات تاریخی به سرگذشت امت های پیش، اشاره های علمی به اسرار آفرینش هستی، چگونگی سیر تکوین جسم و جان آدمی همچنین برخی از واژه های به کار رفته اشاره به یک عادت یا رسم آن روز داشته است.
تفسیر روشمند:
شناخت صحیح و جامع مفاهیم و معارف قرآن در گرو تغییر روشمند این کتاب است . چنین تفسیری هنگامی میسر می شود که هم مفسر قرآن از شرایط لازم برخوردار باشد و هم منابع تفسیر دارای اصالت و اعتبار باشد.
شرایط مفسر:
1-    آشنایی با زبان و ادبیات عرب: که مستلزم فراگیری علم لغت ، صرف و نحو، معانی و بیان قرائت است.
2-    شناخت اسباب نزول : یعنی شناخت حوادث و وقایعی که در عصر نزول رخ داده است.
3-    آگاهی از روایات ، نسبت و سیره پیامبر و اهل بیت: شناخت مفسر از سنت موجب فهم دقیق از آیات می شود.
4-    شناخت علوم قرآن : یعنی شناخت مقاصد وحی ، آیات و سوره های مکی و مدنی ، تاریخ قرآن، کیفیت نزول وحی و ...
5-    پرهیز از پیش داوری : یعنی دیدگاه مفسر در اشغال آرا و دیدگاه های دیگر نباشد.
6-    جامع نگری: مفسر برای درک مقاصد برخی آیات باید از سایر آیات آگاهی داشته باشد.
7-    اطلاع و آگاهی از آثار پیشینیان: آگاهی از سخنان صحابه ای که خود شاهد نزول بوده و مطالعه آثار دیگر مفسران به جهت بدست آوردن نگرش جامع.
8-    آگاهی از علم منطق: که مفسررا در برداشت ازیات از روشی صحیح ومبتنی بر قواعد علمی بهره مند می کند.
9-    آگاهی از سایر علوم: آشنایی مفسر از حوزه های علوم انسانیو تجربی اورا در فهم عمیق قرآن یاری می کند.
10-    رعایت دور اندیشی و احتیاط معقول : تفسیر قرآن دقت و احتیاطی معقول را به علت وسعت وحی آسمانی و مفاهیم آن می طلبد.
تفسیر به رای:
تفسیری که منابع سه گانه کتاب، سنت و عقل را مرجع قرار ندهد. تفسیری به ضابطه است و این تفسیر را تفسیر به رای نامند و در آن مبنای تفسیر رای و نظر شخصی مفسر است.
عوامل تفسیر به رای عبارتند از:
1-    تکیه به حدس و گمان شخصی در تحلیل معنای آیات
2-    گرایش ها و حب و بعض های شخصی ، فرقه ای و مذهبی
3-    علم زدگی و تکیه بر فرضیه های علمی بدون توجه به اصول و قواعد تفسیر صحیح.

اهداف آفرینش انسان
1-    آزمایش      2- عبادت         3- رحمت         4- ملاقات الهی

1-    آزمایش :
الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا و هو العزیز الغفور


                                                                                استاد عزیز آبادی