مدرس : استاد یارزاده
جامعه شناسی صنعتی :
رشته ای از جامعه شناسی است که به تحلیل نهادها و سازمانهای صنعتی – روابط بین آنها و پیوندهای میان
پدیده های صنعتی و نهادهای جامعه بزرگتر می پردازد .
تعریف صنعتی شدن :
اصطلاح صنعتی شدن به پیشرفت اقتصادی ادامه داری اشاره دارد که به دنبال کاربرد منابع نیروی غیرجاندار
برای ماشینی کردن تولید ایجاد شده است .
تعریف روابط صنعتی :
در برگیرنده روابط میان کارگران، گروههای کاری ، شرکتها و سازمانهای استخدامی است .
ستیز صنعتی :
رابطه صاحبان صنایع و کارگران است که شامل شکلهای ستیز و منابع آن میشود .
*** نظریه های مربوط به ستیز صنعتی :
الف ) نظریه تخصص و همکاری :
1- پیشاهنگ این نظریه مکتب روابط انسانی است .
2- بر اساس این دیدگاه کارکنان شرکتها را اجتماع همگنی تشکیل میدهد که منابع مشترکی دارند .
3- کل فرآیند تولید را فرآیندی مبنی بر الگوی یگانگی میداند .
4- طرفداران این دیدگاه نیروی کار را کالایی میدانند که بخشی از پیشرفت طبیعی تخصص است .
5- خانواده کارکرد تولیدی خود را از دست میدهد و آنرا به یک بنگاه تولیدی وارد بازار میکند .
6- رابطه بین مزدبگیر و کارفرما رابطه ای است که داخل گروههای اجتماعی بوجود میآید که نام دیگرآن شرکت ، موسسه یا دپارتمان است .
7- بنگاه تولیدی شرکت افرادی است که درواحد تولیدی مشترکی اشتغال دارند و منافع آنها مشترک است و روابط آن از طریق همکاری تامین میشود نه ستیز .
8- بنگاه تولیدی ره آورد تقسیم کار اقتصادی است .
9- شرکت مجموعه ای است از افرادی که هریک از آنها کار تخصصی که کیفیتا متفاوت است انجام میدهند .
ب ) نظریه بهره کشی و ستیز ( پورژه وازی ) : در این دیدگاه خاستگاه بهره کشی شیوه انباشت سرمایه
است .
به تفاوت کار و دستمزد بهره کشی میگویند . نظام بهره کشی بدین معناست که ستیز در ذات نظام سرمایه
داری نهفته است .
انواع تبیین ها در نظام بهره کشی :
1- تبیین هایی که مبنای آنها طبقه بندی بازار، نیروی کار و براساس سرمایه دار بودن یا نبودن و درجه آنهاست
2- تبیین هایی که بر اساس اقدامات سرمایه داران برای بالا بردن درجه بهره کشی صورت میگیرد .
3- تبیین هایی که به شالوده ستیز نا برابر میان سرمایه و نیروی کار صورت میگیرد .
تقسیم کار :
تقسیم کار اجتماعی به تمایزهای درون جامعه اشاره دارد و از عقاید دورکیم و نشات گرفته.
ارزش اضافی :
هر کارگر در روز محصولی تولید میکند که ارزش آن بیش از هزینه امرار معاش روزانه کارگر است به تفاوت میان
این دو ، ارزش اضافی میگویند .
خود بیگانگی :
مارکس ریشه بیگانگی انسان را در ساختارهایی میدانست که سرشت اساسی انسان را انکار میکند . از خود
بیگانگی از دیدگاه مارکس 4 تبیین داشت :
1- کارگر از محصول کارش بیگانه بود . 2- کارگر با سرشت انسانی خود یا نوع بشر بیگانه است .
3- کارگر با عمل تولید بیگانه است . 4- کارگر با کارگران دیگر بیگانه است .
نظریه مشروعیت و بازار :
در این نظریه مارکس وبر شرط اصلی پیدایش مبادله کالاهایی که مورد نیاز مردم بود با معیارهای عقلانی و
مشروع همگانی شکل میگیرد بر این اساس با این حرکت کنش اجتماعی تشکیل میشود . از مهمترین بخش
این نظریه بخش بازار آن است بازار دستگاههای مشروعی که در آنها منابع توزیع و کالاها خرید و فروش میشود
صنعت گرایی چند بعدی :
اتحادیه های کارگری اساسا بنگاههای اقتصادی و بخش لازم جامعه چند بعدی هستند . این اتحادیه ها کارگر
سیاسی نیز دارد و آن توزیع قدرت سازمانی است .
تعریف جامعه صنعتی اساسا بر مکانیزاسیون تولید کالای اقتصادی و خدماتی متکی است .
از دیدگاه آبرکروهبی جامعه صنعتی و ویژگیهای آن به شرح ذیل است :
2- تولید برای داد و ستد
3- تولید ماشین .
4- کاهش جمعیت بخش کشاورزی .
5- شهر نشینی .
6- بالا رفتن سواد همگانی .
7- صاحب حق رای شدن .
8- کاربرد علوم در همه حوزه های زندگی .
جامعه صنعتی دو نوع نظام اقتصادی دارد : الف ) سرمایه داری ب ) سوسیالیسم
الف ) نظام اقتصادی سرمایه داری : نظام اقتصادی است که در آن وسایل تولید بیشتر در دست بخش خصوصی
است و انگیزه فعالیت انباشت سرمایه است .
تعریف انحصار: انحصار به اداره بازار توسط یک شرکت گفته میشود .
انحصار ناقص : انحصار ناقص ، به بازاری گفته میشود که تعداد فروشندگان آن نسبتا اندک هستند .
مشکلات نظام سرمایه داری از دیدگاه برونر : مشکلات کوتاه مدت - مشکلات میان مدت - مشکلات بلند
مدت .
مشکلات کوتاه مدت :
1- گرایش به هرج و مرج همگانی ( تورم – رکود ) .
2- گرایش به ایجاد هرج و مرج همگانی ( شهرها – راه آهن – بانکها ) .
3- محدود شدن منابع طبیعی .
مشکلات میان مدت :
1- پیدایش برگزیدگان جدی که مدعی مقام فرماندهی اقتصادند .
2- مبارزه برای کسب قدرت .
3- ضرورت نظارت بر فن آوریهایی که ممکن است آثار اجتماعی مخربی داشته باشد .
مشکلات بلند مدت :
1- رکود تصاعدی و نیاز مبرم به استفاده از منابع .
2- آلودگی طبیعت و گرم شدن زمین .
3- بروز جنگ گریز ناپذیر بین کشورهای غنی و فقیر .
سرمایه داری ، دیکتاتوری کارتل ها :
تعریف کارتل ها :
اتحادیه شرکتهای تجاری و صنعتی است برای نظارت بر بازار ، بازده قیمت کالا و سایر مواردی که به کنترل بازار
برمیگردد .
کارتل ها جهان را بر اساس قراردادهایی میان خود به سه دسته تقسیم میکنند :
1- سرزمینهای انحصاری .
2- سرزمینهای غیر انحصاری .
3- سرزمینهای خارج از حیطه عمل قرارداد .
انواع شرکتهای سرمایه داری از دیدگاه گیدنز : او معتقد است که در توسعه شرکتهای بزرگ صنعتی امروز سه
مرحله کلی وجود دارد : سرمایه داری خانوادگی - سرمایه داری مدیریتی - سرمایه داری نهادی .
موانع تبدیل شدن ایران به جامعه سرمایه داری : 1- موانع داخلی 2- موانع خارجی .
موانع داخلی رشد سرمایه داری در ایران :
1- پدیده های مربوط به ویژگیهای نظام سیاسی و اقتصادی در جامعه شهری و روابط خاص آن با جامعه روستایی سابقه دیرینه ای دارد .
2- تداخل و مغایرت شیوه تولید عشایری با شیوه دیگر تولید و سلسله ایلات و عشایر به اجتماعات شهری و روستایی .
نکته
: شیوه تولید شهری : شیوه تولید شهری و روستایی در ایران بگونه ای بود که
تقسیم کار اجتماعی
گسترش نیافت و در نتیجه تولید شهری از تولید روستایی متمایز نشد . در این نوع شیوه تولید هرگز کشمکش
بین شهر و روستا پدید نیامد تا صنعتگران بتوانند شیوه تولید صنعتی را گسترش دهند .
شیوه تولید عشایری و پیامدهای آن :
1- نظام حاکم از قرن 5 تا 10 هجری موانع اساسی تازه ای را در راه تولید سرمایه داری نوپا انجام داد .
2- سلطه سیاسی و نظامی بر اجتماعات شهری و روستایی موجب سکون اقتصادی شد .
3- وجود عشایر نیرومند مانع از آن بود که قدرت مرکزی سلطه مداوم داشته باشد .
4- جریان انباشت سرمایه دچار وقفه شد .
موانع
رشد سرمایه داری در دوران قاجار : در حکومت قاجار خود کامگی و حاکمیت
نظامهای نیرومند مرکزی و نیز
نارسایی های نظامهای ملوک الطوایفی موجب شد که رشد سرمایه داری در ایران صورت نگیرد . ناامنی و نبود
بازار مطمئن و نداشتن حقوق گمرکی مانع رشد سرمایه داری در دوران قاجار شد .
موانع خارجی عدم رشد نظام سرمایه داری در ایران :
اقتصاد سنتی ایران در نیمه دوم قرن 19 با اعمال نفوذ قدرتهای استعمارگر به بازارهای بین المللی وابسته شد
این وابستگی دگرگونی را در اقتصاد ایران پدید آورد . موانع خارجی عدم رشد سرمایه داری در ایران عبارتند از :
1- رونق تولید مواد خام : یعنی مهمترین دگرگونی که در اقتصاد سنتی تولید مواد خام که بازار جهانی به آن
نیاز داشت .
2- رونق کالاهای فرهنگی و زوال صنایع نساجی : یعنی رونق کالاهای فرهنگی و اعتیاد به مصرف این نوع
کالاها موجب از بین رفتن صنایع نساجی شد .
3- سیاستهای اقتصادی حکومت در برابر خارجیها : در این مقطع سیاستهای نادرست اقتصادی حکومت به
موانع رشد نظام سرمایه داری افزود از جمله سیاستهای پولی و گمرکی .
4- وابستگی تجار به خارج : در این مرحله رفت و آمد تجار خارجی و برقراری فزاینده روابط تجاری میان تجار
ایرانی و بازرگانان خارجی به وابستگی تجار ایرانی به غربیها می انجامد .
5- تاسیس بانکهای خارجی در ایران : یکی از مهمترین و شگفت آورترین اقدامات حکومت قاجاری و وابستگی
اقتصاد ایران به سرمایه داران خارجی تاسیس بانک شاهنشاهی به دولت انگلیس واگذار شد بانکی که حق
انحصاری چاپ اسکناس و در مقابل بهره برداری از معادن ایران را تا شصت سال در اختیار داشت .
6- سرمایه گذاری خارجیها در صنایع کشور : در این مقطع از کل کارخانه ها و کارگاهها که در دوره قاجار وجود
داشته فقط 31 درصد متعلق به ایران بوده است .
ب ) سوسیالیسم :
1- ریشه سوسیالیسم را باید در آثار مارکس جستجو کرد .
2- وسایل تولید و توزیع در مالکیت همگانی باشد .
3- هدف برآوردن نیازهای مردمی است .
4- مالکیت دولتی صنایع مهم وجه مهم نظام سوسیالیستی می باشد .
5- اقتصاد جوامع صنعتی آمیخته ای از دو نظام سوسیالیستی و سرمایه داری سوسیالیسم که دستاورد قرن
20 میباشد هست .
جامعه فرا صنعتی :کشورهای پیشرفته فنی را فراصنعتی میگویند .
جامعه فرا مدرن : جامعه ای است که اساس آن بیشتر تولید اطلاعات است .
ارزیابی انتقادی جامعه فراصنعتی از دیدگاه گیدنز :
1- کاهش میزان اشتغال در بخشهای غیر خدماتی از همان ابتدای صنعتی شدن آغاز شده است .
2- بخش خدمات بسیار ناهمگون است .
3- بسیاری از شغلها به فرایندی کمک میکند که به تولید کالاهای مادی می انجامد .
4- استفاده گسترده از نظامهای ارتباطات الکترونیکی در فرایند دراز مدت چندان مشخص نیست .
5- نظریه جامعه فرا صنعتی در ایجاد دگرگونی اجتماعی به مبالغه میگراید .
انقلاب
صنعتی : انقلاب صنعتی 1380 – 1760 میلادی در انگلستان و هلند رخ داد محور
اصلی این انقلاب
استفاده از نیروی غیر جاندار برای انجام کارهای تولیدی است .
انقلاب صنعتی مدیون 4 عامل است :
1- صنایع 2- حمل و نقل 3- کارگران و منابع انسانی 4- بازار
مهمترین تغییری که انقلاب صنعتی باعث آن شد دگرگونی در روشها بود نه دگرگونی در دستگاه و ماشین . در
انقلاب صنعتی صنایع از خانه به کارخانه منتقل شد . مهمترین تحولی که در انقلاب صنعتی رخ داد ساماندهی
تولید به شیوه جدید یعنی نظام کارخانه ای بود بنابراین علاوه بر عامل اختراعات فنی ، تغییر جو اقتصادی
انگلیس هم از عوامل اصلی انقلاب صنعتی بود .
تأثیرات انقلاب صنعتی :
1- حکومت پارلمانی را مستقر کرد . 2- اقتصاد بسیاری از جوامع را به اقتصاد صنعتی تبدیل کرد .
3- کار ماشین را جانشین کار دستی کرد . 4- کار در کارخانه ها را جانشین تولید خانگی کرد .
5- درجمعیت و حرکات جمعیت تأثیر گذاشت . 6- تقسیم کار پیچیده تر شد .
7- کارکردها و شکل خانواده را دگرگون کرد . 8- روند شهرنشینی را افزایش داد .
9- نیاز به دانش تخصصی جدا از خانواده را ایجاد کرد . 10- مفهوم ملیت گرایی را تشدید کرد .
11- باعث پیدایش نهادها و سازمانهای صنعتی شد . 12- نیاز به تخصص را افزایش داد .
13- خود بندگی فرد و خانواده را از لحاظ تولید محصول از میان برد .
سیر انقلاب صنعتی از لحاظ تاریخ :
1- در قرن 17 افزایش قدرت نیروی دریایی انگلستان موجب پیشرفت تجارت دریایی و افزایش ثروت این کشور
شد .
2- سرمایه داری صنعتی انگلستان دارایی خود را در راه ایجاد موسسات صنعتی بکار برد .
3- صاحبان صنایع در انگلستان در صدد تولید انبوه و ارزان قیمت بودند .
4- دانشمندان انگلیسی در قرن 17 متوجه مسایل علمی بودند .
5- اختراع ماشین آلات صنایع نساجی باعث انقلاب عظیم در این صنعت شد .
6- اختراع نخستین ماشین بخار سال 1786 باعث ایجاد انقلاب صنعتی شد .
7- پیشرفت در صنعت استخراج ذغال سنگ بر تکامل اختراعات صنعتی افزود .
8- بهره گیری از دانش شیمی تأثیر بسزایی در انقلاب صنعتی و کشاورزی گذاشت .
9- پیشرفت در همه علوم و صنایع تأثیر متقابلی در رشد و انقلاب صنعتی داشت .
انقلاب کشاورزی :
1- بکارگیری روشهای جدید در زمینه کشاورزی بود .
2- روشهای علمی در فرایند دامداری و دامپروری رایج شد .
3- روش کشت نوینی معمول شد .
مدیریت صنعتی و رفتار سازمانی :
دیدگاه
ساختاری : این دیدگاه بیشتر به ساختمند کردن و طراحی کار در سازمانها توجه
دارد در این دیدگاه انقلاب مدیریت ( مدیریت علمی تیلور ) پیش میاید .
مدیریت تا پیش از قرت 20 رشته مستقل نشده بود بنابر این تیلور بیشترین سهم
را در علمی کردن مدیریت و به عنوان پدر مدیریت علمی معروف شد تفکر مدیریت
از دیدگاه تیلور بصورت علمی به جامعه عرضه شد . در این دیدگاه تاکید بر
بالا بردن کارایی و نظام مند کردن مدیریت نهادینه شده است .
در مقابل
مخالفان نظریه تیلور از جمله هنری فایول اعتقاد داشت که مدیریت همگانی را
باید در جامعه نهادینه کرد که امروزه بعنوان دیدگاه کلاسیک نظریه سازمانی
معروف است . به اعتقاد هنری فایول وظایف مدیریت را برنامه ریزی ، سازماندهی
، تسلط بر کارکنان ، هماهنگی فعالیتها و نظارت بر عملکردها دانسته است .
چهار ویژگی سازمان از دیدگاه نظریه کلاسیک :
1- سازمان باید تخصصی باشد .
2- وجود وحدت رهبری سازمان بصورت تخصصی و تحت نظر یک سرپرست .
3- سلسله مراتب فرماندهی بایست حاکم شود .
4- مدیران باید فعالیتها را هماهنگ کنند .
***
دیوان سالاری : مارکس وبر موضوع سازمان اجرایی را با دیدی متفاوت بررسی
کرده است و سازمانی که تاکید آن بر رتبه ، نظام ، عقلانیت ، همنوایی و ثبات
است یعنی دیوان سالاری توصیف کرده است .
ویژگیهای نظام دیوانسالاری عبارتند از : ( نظریه مارکس وبر )
1- در این نظام مسئولیتها بر اساس مهارت و توانایی واگذار می شود .
2- تاکید بر سلسله مراتب فرادست و فرودست و وحدت فرمانبری حاکم است .
3- مدیران باید از اسناد کتبی برای اداره کارکنان استفاده کنند .
4- مدیران باید مقرارت ثابت ، کامل و آموختنی را رعات کنند .
دیدگاههای
انسانی : این دیدگاهها در نقد نظریات ساختاری و غفلت آنها از بعد انسانی
بوجود آمده است همانند مکتب روابط انسانی ، پویایی گروهی و رهبری .
مکتب
روابط انسانی : پژوهشهایی که با هدف بررسی جنبه انسانی و اجتماعی نیروی
کار در صنعت انجام گرفت بصورت میان رشته ای بوده است یعنی دانش جامعه شناسی
را استفاده کرده است و از دیدگاههای انسان شناسی اجتماعی ، روانشناسی
اجتماعی در کنارعلوم اجتماعی مورد بررسی قرار داده است .
انتقادهایی که به مکتب روابط انسانی وارد شده است :
1- در این مکتب به نظام کلی سازمان اجتماعی توجهی نشده است .
2- به تاثیر اتحادیه های صنفی و محیط اقتصادی کل جامعه در بازده تولید توجهی نشده است .
3- درباره نیازهای اجتماعی کارگران اغراق شده است .
پویایی
گروهی : به معنی پژوهش درباره تغییراتی است که در رفتار افراد در گروههای
کوچک رخ میدهد . در پویایی گروهی مطالعه گروههای اجتماعی کوچک صورت میگیرد .
از نظریه پردازان پویایی گروهی میتوان به زیمل و کولی اشاره کرد .
مکتب
فن آوری اجتماعی : در دهه 1950 فن آوری و تاثیر متقابل آن در گروههای
کاری مطالعه شد این مکتب بر این فرض استوار بود که مدیران صنایع نباید فن
آوری را ندیده بگیرند و گروههای کاری بازتاب فن آوری را در روابط انسانی
بررسی کنند .
نظریه نظامها : این نظریه سخن از وحدت عملکرد سازمانی
و از بطن نظریه های اقتصادی ، جامعه شناسی ، روانشناسی و علوم طبیعی بوجود
آمده و موضوعات گوناگون انسانی و ساختار محیطی را در بر میگیرد . و
مفاهیمی از جمله درون داد ، برون داد ، فرایند ، بازخورد ، بازده و تعادل
از جمله مفاهیم این نظریه است .
نظریه پیشامدی : به توانایی مدیر
برای برخورد با وضعیتها و تنگناهایی که ممکن است در سازمان رخ دهد . این
نظریه به هماهنگی میان فرایندهای سازمانی و ویژگیهای وضعیت سازمانی توجه
دارد .
از دیدگاه استاکر دو نوع نظام مدیریتی این فرایند را توصیف کرده اند :
1- نظام مکانیکی ( ماشینی ) 2- نظام ارگانیکی ( اندام وار و انعطاف پذیر )
ره یافت وظایف مدیران :
ده وظیفه مدیریت از دیدگاه هنری میتینز برگ عبارتند از :
1- ریاست 4- بازبینی 7- ابتکار 10- مذاکره
2- رهبری 5- ترویج 8 - چاره اندیشی
3- ارتباط 6- سخنگویی 9- تخصیص اعتبار
انواع مدیریت و سرمایه داری شرکتی : مراحل توسعه شرکتهای بزرگ صنعتی از نظر گیدنز
1- سرمایه داری خانوادگی : که از قرن 19 تا اوایل قرن 20 وجود داشته .
2- سرمایه داری مدیریتی
3- سرمایه داری نهادی
کار چیست : وسیله ایست برای دسترسی به منابع ومنابعی که بوسیله آن بتوان نیازهای اساسی را برطرف کرد .
شغل چیست : فرایندی است قراردادی به منظور کارکردن برای دیگری ( کارفرما یا استخدام کننده ) که معمولا دارای شرایط زیر است :
1- از خانه جداست
2- زمان انجام آن در اوقات مشخصی است
3- منبع درآمد است
4- هویت و پایگاه اجتماعی شخص را در داخل جامعه مشخص میکند
کارکنان چه کسانی اند : همه آنهائیکه بالای 15 سال دارند و استخدام شده یا ذخیره استخدام هستند را در برمیگیرد.
معیارهای
قشربندی در جامعه صنعتی : به نظر رایت اداره منابع اقتصادی در تولید
سرمایه داری امروزه 3 بعد دارد و بوسیله این 3 بعد میتوان طبقات را در
جامعه تشخیص داد :
1- مدیریت سرمایه گذاریها یا سرمایه پولی .
2- مدیریت وسایل مادی تولید مثل زمین ، کارخانه .
3- مدیریت نیروی کار .
طبقات در جوامع سرمایه داری صنعتی : 1- طبقه بالا 2- طبقه متوسط 3- طبقه کارگر .
طبقه بالا :
طبقه ای اند که بدلیل مدیریت مستقیم سرمایه صنعتی و مالی بیشترین ثروت جامعه را در اختیار دارند .
طبقه متوسط یا یقه سفیدان :
اصطلاح
طبقه متوسط شامل افرادی است که مشاغل گوناگون دارند و اکثر جمعیت کشورهای
صنعتی را تشکیل میدهند و معادل فارسی آن پشت میز نشین ها هستند . بخشهای
طبقه متوسط عبارتند از :
1- طبقه متوسط قدیم که شامل کشاورزان ، مالکان ، فروشندگان محلی و صاحبان سرمایه های کوچک .
2- طبقه متوسط بالا که دارای مشاغل مدیریت و حرفه ای اند .
3- طبقه متوسط پایین که شامل افرادی اند که در آن کارکنان دفتری ، معلمان ، پرستاران و مشاغلی از این جنس که به کار اشتغال دارند .
طبقه کارگر :
طبق تعریف آبرکرومبی طبقه کارگر کسانی اند که کار یدی انجام میدهند . بخشهای طبقه کارگری به 2 بخش تقسیم میشود :
1- اشراف کارگری یا قشر بالای طبقه کارگر : که دارای مهارتها و موقعیت راهبردی اند .
2- طبقه پایین کارگری : که دارای مشاغل غیر تخصصی اند .
نابرابری در کار عبارت است از : ( دیدگاه دورتی و برون بر )
1- طولانی بودن ساعت کار سرکارگرها .
2- جدایی مکانی کارگران یدی و کارگران غیر یدی .
3- نظارت دقیق تر بر ساعت کار کارگران یدی .
4- مرخصی استعلاجی کمتر و تعطیلات کمتر برای کارگران یدی .
5- گرایش به پرداخت حقوق کارگران بصورت هفتگی تا از اضافه حقوق سالانه بی بهره مانند .
6- گرایش به اینکه کارگران یدی از حقوق بازنشستگی شرکتها استفاده نکنند .
بیکاری :
هنگامیکه
شخص برای گذران زندگی نیاز به شغل یا درآمد مناسب دارد و از لحاظ روحی ،
جسمی و سنی میتواند در یک رشته تولیدی و خدماتی کارآیی داشته باشد اما رکود
اقتصادی و توزیع نامناسب درآمدها و عوامل دیگر او را از بازار کار رانده
است بنابراین آن شخص دچار بیکاری است .
پیامدهای بیکاری :
1- فقر گریز ناپذیر است و وابستگی به رفاه دولتی به گسترش بیشتر فقر می انجامد .
2- از هم پاشیدگی خانواده ها راحت تر است .
3-
آثار فقر تاحدی به علت وجود اقتصاد غیر رسمی که بیکاران بوسیله آن به
یکدیگر کمک میرسانند جبران میشود اما این اقتصاد خود بر مشکلات اجتماعی می
انجامد .
اقتصاد غیر رسمی بازار کار : به مبادله پول ، کالاها یا خدماتی اشاره دارد که به دولت گزارش نمیشود .
اتحادیه
های کارگری : سازمانهای خود جوشند که کارگران برای دستیابی به حداکثر
نیروی برخورد با کار فرمایان خود آنها را تشکیل میدهند یعنی به نوعی خویش
فرما هستند .
اعتصاب در کشورهای صنعتی :
اعتصاب : وقتی که
کارگران و سازمانهایشان نتوانند اختلافات جمعی را با اختلافات کارفرمایان
حل کنند ممکن است اعتصاب یا تعطیلی کارگاه پیش آید اعتصاب حربه کارگران و
تعطیلی کارگاه حربه کارفرمایان است .
تعریف اعتصاب : خودداری ارادی و
دسته جمعی کارگران از انجام کار که به منظور رسیدن به اهداف مشخصی صورت
میگیرد اما به معنی نقض همیشگی قرارداد نیست . در کشورهایی مثل فرانسه سال
1864 و انگلستان 1875 حق اعتصاب به رسمیت شناخته شد .
انواع اعتصاب از نظر محتوا : اعتصاب یا اقتصادی یا اجتماعی یا سیاسی است .
انواع اعتصاب از نظر شکل :
1- تحریم 4- تحصن 7- خرابکاری در محل کار 10- جلوگیری از استخدام
2- کم کاری 5- تهدید کننده 8- غیر رسمی 11- اشتغال محل کار
3- خودداری از اضافه کار 6- نوبتی 9- گروگانگیری 12- اعتصاب همدردی
علل اعتصاب کارگران :
1 - افزایش دستمزد 2- کاهش ساعت کار 3- تضمین شغلی 4- تغییر در روش تولید
5- مشارکت در تصمیم گیری .
علت اعتراض کارگران :
1- اعتراض به مدیریت 2- نارساییها 3- وضعیت محیط کار
4- دفاع از تشکلهای کارگری 5- اهداف سیاسی 6- ستیز طبقاتی
اعتصاب
و نظریه همکاری : از این دیدگاه چون ستیز ذاتی نظام نیست لذا از حفظ وضع
موجود پشتیبانی میشود . اعتصاب بیماری و برخلاف نظم است .
اعتصاب و نظریه ستیز : از این دیدگاه وضع موجود بیماری و انحراف است لذا ستیز و اعتصاب پسندیده است .
اعتصاب و نظریه مشروعیت و بازار : بروز ستیز ممکن است برای تقویت وضع موجود مفید باشد .
*** نقش فرهنگ وعناصر فرهنگی در توسعه اقتصاد و جامعه صنعتی :
فرهنگ
و عناصر فرهنگی است که نقش محوری در چرخه تولیدات مادی و توسعه اقتصادی در
جامعه را دارد و ارتباط تنگاتنگ با عناصر اقتصادی جهت وصول توسعه امری
حیاتی و ضروری می باشد براین اساس رابطه فرهنگ و توسعه یکی از مباحث اصلی و
جدی در ایران و جهان در دهه های اخیر است در دنیای امروز نگرشهای گوناگونی
در خصوص توسعه وجود دارد که عمدتا بر دیدگاه اقتصاد کلاسیک و رویکرد
نوسازی مبتنی است .
در مکتب اقتصاد کلاسیک تأکید عمده بر هدفها و نتایج
اقتصادی است و تشکیل سرمایه و رشد تولید ناخالص ملی با تعصبی افراطی دنبال
میشود . مارکس وبر در تاریخ اقتصادی توسعه فرهنگ ، فرهنگ را ریشه تمام
تفاوتها میدانست و معتقد بود که تعیین و پیگیری اصول اخلاقی روزمره به
موفقیت اقتصادی کمک شایانی خواهد داشت از نظر او افراد باید در جامعه صنعتی
طوری تربیت شوند که هدف آنها زندگی و کار به روش خاص و معین باشد .
در
جایی دیگر فوکویاما معتقد است سرمایه اجتماعی مجموعه ای از ارزشها یا
هنجارهای غیر رسمی مشترک میان گروهی از افراد می باشد که با یکدیگر همکاری
میکنند . اگر اعضای گروه انتظار داشته باشند که همگی رفتار معقول و صادقانه
داشته باشند آنگاه به یکدیگر اعتقاد خواهند داشت این اعتقاد و اعتماد
همانند نیرویی است که باعث میشود هر سازمان یا گروهی با شکل کاراتر فعالیت
نمایند .
از سوی دیگر امروزه توسعه اقتصادی از مهمترین ضروریات محسوب
میشود چرا که هر نسلی مایل است به لحاظ مادی وضعیتی بهتر نسبت به نسلهای
پیشین داشته باشد در این راستا هر نظام اجتماعی که بخواهد باقی بماند و
پیام خود را به دیگران برساند باید خود پیشرفته باشد .
مولفه هایی که در فرایند توسعه جامعه صنعتی موثر است :
1- فرهنگ و عناصر فرهنگی 6- توسعه اقتصادی و نقش عامل انسانی در آن
2- ارزشهای فرهنگی 7- چگونگی ارتباط عناصر فرهنگی و توسعه
3- نگرشهای فرهنگی 8- مقاومت در برابر تغییر
4- رفتارهای فرهنگی 9- ویژگیهای فرهنگی مطرح در فرایند توسعه
5- توسعه نگرشها و نظریات
1- فرهنگ و عناصر فرهنگی :
فرهنگ
شیوه زندگی و شیوه زیستن در کنار یکدیگر است نظامی است که از نگرشها ،
ارزشها و دانشی که بطور گسترده در میان مردم مشترک است و از نسلی به نسل
دیگر منتقل میشود بنابراین نقش فرهنگ در فرایند توسعه بخصوص فرهنگ عمومی که
بخشی از رفتارهای فرهنگی است که نسبت به افراد جامعه عمومیت دارد و در همه
حوزه های زندگی اجتماعی خانواده به حکومت و اقتصاد ، آموزش و پرورش جلوه
میکند مورد بررسی قرار میگیرد .
2- ارزشهای فرهنگی :
ارزش
عبارتند از بار معنایی خاص که انسان برای برخی از اعمال پاره ای از حالتها و
بعضی از پدیده ها نسبت می دهد و برای آن در زندگ خود جایگاه و اهمیت ویژه
ای قائل است .
برای ارزشها می توان کارکردهای زیر را مطرح کرد :
ارزشهای فرهنگی – اجتماعی : این نوع ارزشها مقصود و معنای زندگی را برای اعضای جامعه تدارک می بیند
ارزشهای اجتماعی – فرهنگی : هرگونه تغییر در نظامهای سیاسی مذهبی و اقتصادی با تغییر در ارزشهای اجتماعی فرهنگی همراه است
ارزشهای نسبی : ارزشهای واقعی هستند که مربوط به ارزشهای یک جامعه خاص است
ارزشهای اجتماعی : راهنمای فرد در انتخاب و ایفای نقش اجتماعی هستند
3- نگرش فرهنگی :
نگرش
ساخت ذهنی پنهان در شخصیت است و آنرا می توان آمادگی درونی فرد رد
رویارویی با پدیده ها ، مسائل و وقایع دید . نگرشها را می توان گونه ای از
نظام پیچیده و نظام عقیدتی دانست که انسنها را آماده بروز واکنشهای رفتاری
خاص می کند بنابر این ویژگیهای نگرش به شرح ذیل است .
نگرشهاي مفاهيم ارزشي نسبت به پديدههايس اجتماعي و فرهنگي هستند و سبب تحركهاي رفتاري ميشوند.
نگرشها از نظر كيفيت و شدت بر روي يك محور از حالت مثبت تا منفي تداوم دارد.
نگرشها حالت آموخته دارند به عبارت ديگر نتيجه تكوين و رشد شخصيت هستند.
نگرشها داراي مراجع اجتماعي شخصي در جامعه هستند.
نگرشهاي مختلف اجتماعي – فرهنگي به درجات متفاوتي با يكديگر را بستگي متقابل دارند.
نگرشهاي اجتماعي فرهنگي نسبتاً ثابت هستند و تداوم دارند.
4- رفتارهاي فرهنگي
رفتار
شامل عملكرد قابل مشاهده و بررسي است و با تركيبي از آگاهيها و نگرشها
با ساير عوامل و به نسبتهاي متفاوت ميباشد رفتار و شكل گرفته اجتماعي
نتيجه فرايندهاي آموزشي خاصي است كه فرد در طول حيات خود در مقابل و برخورد
با واقعيتهاي اجتماعي بدست ميآورد.
5- توسعه نگرشها
توسعه
را بايد مربي چند بعدي دانست كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي است
طرز تلقي مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع به رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و
ريشهكن كردن فقر مطلق است. توسعه بايد نشان دهد كه مجموعه نظام اجتماعي
هماهنگ با نيازهاي متنوع اساسي و خواستههاي افراد و گروههاي اجتماعي در
داخل نظام از حالت نامطلوب زندگي گذشته خارج و به سوي وضع مطلوب و بهتر سوق
يابد.
در جهان امروز دو نگرش براي توسعه وجود دارد.
الف) نگرش اول نظريه رشد اقتصادي بر آنها استوار است.
از
نظر اين ديدگاه توسعه بر اساس عبارت است افزايش سريع و پايدار توليد و
افزايش سرانه ناخالص ملي كه احتمالاً با تلاش براي توزيع عادلانه
دستاوردهاي اين افزايش همراه است اين نرش را نگرش را نگرش اقتصادگرا
مينامند كه ارزشهاي ذهني نقش مهمي در اين نگرش ندارند.
ب ) بر خلاف
نگرش اول توسعه را فرايندي براي رشد آزادي فرد در پيگيري اهداف ارزشمندي
ميداند و در اين نگرش فرهنگ تعيين كننده پيشرفت اجتماعي است.
6- توسعه اقتصادي و نقش عامل انساني در آن
توسعه
اقتصادي در تعريف كلي عبارت است از رشد اقتصادي همراه با تغيير و تحولاتي
كيفي ميباشد. به عبارت ديگر توسعه اقتصادي ابعاد كمي و كيفي تغيير در
متغيرهاي اقتصادي ميتواند به صورت مكانيكي به صورت ارگانيك و زيستي
دربرميگيرد.
در واقع توسعه اقتصادي فرايندي است كه طي آن درآمد سرانه
افزايش مييابد و آن به طور مناسب توزيع مي شود و در صورت تحقق توسعه
اقتثصادي جامعه كشاورزي به جامعه صنعتي رشد مييابد.
توسعه انساني دو
وجه دارد از يك سو در شكلگيري قابليثهاي انساني تأكيد ميورزد از سوي
ديگري به همان اندازه شيوه بكارگيري قابليتهاي رشديافته مورد توجه قرار مي
دهد.
توسعه انساني هدف نهايي توسعه اقتصادي است و بهترين وسيله ممكن
براي پيشبرد توسعه انساني و به طور كلي واضحتر خود يك هدف است كه اين هدف
ضرورت رسيدن به وسيله را توجيه ميكند.
*** نهادهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه صنعتي را نام برده و خانواده و مؤلفههاي آن را توضيح دهيد؟
نهادهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه صنعتي عبارتند از:
1- خويشاوندي و خانواده 2- آموزش 3- شهر صنعتي 4- مالكيت 5 - مذهب
1- خانواده و خويشاوندي درجامعه صنعتي:
بقاي هر جامعه به بازتوليد نسلهاي جديد جمعيت در آن جامعه بستگي دارد در
اكثر اين جوامع روابط جنسي فرزند پروري و اجتماعي كردن كودكان در نهادي
بنام خانواده هستهاي صورت ميپذيرد.
خانوادة هستهاي كه واحدي مركب از يك زن و مرد و كودك وابسته به آن است.
ساخت خانواده در حال زوال است و شكل جديدي از خانواده تك فرزندي در حال ظهور است.
در اين خانواده فقط پدر و مادر وظيفه اجتماعي را در فرايند خانواده بر عهده دارند.
در اين خانواده فرآيند بازسازي شده هم در درون جامعه شكل ميگيرد. خانواده
بازسازي شده خانواده اي است كه پدر و مادر پس از جدايي همسر ديگري را
اختيار ميكنند.
از ديگر اشكال خانواده صنعتي خانواده پرورشي است.
خانواده پرورشي خانوادهاي است كه دو شخص بزرگسال غير از پدر و مادر اصلي
وظيفه تربيت فرزند را به عهده دارند.
مهمترين دگرگوني خانواده صنعتي از قرن 18 به بعد پديد آمد زماني كه توليد كالا در كارخانهها سازماندهي شد.
خانواده برخي از كاركردهاي خود را از دست دادند
ديدگاه توني بيلتون در مورد كاركردهاي خانواده در جامعه صنعتي:
توني بيلتون و همكارانش معتقد بودند كه تا ثير صنعتي شدن بر زندگي خانوادهاش را نبايد پذيرفت. چرا كه بسياري از
خانوادهها همچنان به توليد كالا براي مصرف خانوادگي ادامه دارند.
كنار رفتن زنان و كودكان از فعاليتهاي توليد به سرعت و قاطعيتي كه برخي ميپنداشتند رخ نداد.
كار روزانه براي تبديل كالا به شكل قابل مصرف در خانواده نديده گرفته شد.
با ظهور توليد كارخانهاي مردان از زنان و فرزندانشان جدا نشدند بلكه با تمام اعضاي خانواده در كارخانهها استفاده شدند.
كاركردهاي مربوط به تفريح و تأمين اجتماعي كاملاً از روش خانواده برداشته نشد.
2- آموزش و پرورش در جامعه صنعتي:
به
اعتقاد گيدنر امروزه در همه كشورهاي جهان به خصوص جامعه صنعتي آموزش و
پرورش به صورت يكي از حوزههاي مهم سرمايه داري درآمده است. اما شيوه
آموزشي و سطوح آموزشي در كشورها فرق زيادي با هم دارند و فرانسه نظام
آموزشي متمركز است در آمريكا نظام آموزشي نامتمركز.
مدارس و سرمايهداري صنعتي:
به
اعتقاد هربرت جنيس درباره لزوم پيوند آموزش و پرورش با صنعت و پاسخگويي به
نيازهاي صنعتي معتقد است كه آموزش و پرورش چندان تأثيري براي اقتصاد
نداشته بلكه نهادي است كه نيازهاي اقتصادي سرمايهداري صنعتي را برآورد
ميكند.
نيروي انساني مهمترين عامل تشكيل دهنده نظام روابط صنعتي است.
نيروي كار به كمك دانشهاي خود، وظايف و مسئوليتهايي را بر عهده دارد و به تناسب آن عمل ميكند.
3- شهر صنعتي :
پيشرفت در فناوري كشاورزي به دگرگونيهاي ژرفي در زندگي اجتماعي انجاميده است.
فوايد صنعتي شدن نيز از زندگي اجتماعي را از سرتا پا دگرگون ساخته است.
سكونت گاههاي شهري تازه تأسيس كانون صنعت و بانكداري و مديريت مالي و صنعتي شدند.
مشكلات اجتماعي شهرهاي صنعتي:
جرايم در سطح بالا
آلودگي هوا
سر و صداي آلايندههاي صوتي
بيكاري
ترافيك و ازدهام و ناكافي بودن وسيله حمل و نقل عمومي
چند شيفته بودن مدارس
4- مالكيت صنعتي و انواع آن :
مالكيت همگاني
مالكيت تعاوني
مالكيت خصوصي
مالكيت همگاني: خود سه شكل دارد:
1- مالكيت دولتي كه در اين نوع مالكيت صنايع زير نظر مستقيم وزارتخانه اداره ميشوند.
2- مالكيت شهرداري: صنايعي كه كاربرد همگاني داشتند و براي تأمين رفاه شهروندان زير نظر مقامات محلي اداره ميشدند.
3- شركت دولتي: بدون درگير كردن حكومت در نظارت روزانه بر غعاليتهاي شركت تفزوده ميشود.
مشكلات شركتهاي همگاني:
مالكيت اين شركتها از تسلط بر آن جدا شده است.
در چنين شركتهايي مديريت واقعي شركت در دست تعداد مدير حرفهاي مي باشد.
شركتها به هنگام واگذاري و خريد و فروش سهام ممكن است دچار تغييراتي شود.
مالكيت تعاوني:
همانند
تعوانيهاي راهآهن كه سازمانهاي خودجوش بودند كه مالكيت آنها توسط
بخش خصوصي و مردمي پوشش داده ميشود. همچنين در بخشهاي انبوهسازي نيز براي
تأمين بهخش مسكن تعاونيها شكل ميكردند.
مالكيت خصوصي:
كه شامل كسبه خردهپا و شركتهاي سهام عام بودهاند كه اين شركتها را دو يا چند نفر مسئوليت مشترك تجاري را بر عهده ميگرفتند.
5- مذهب در جامعه صنعتي:
به اعتقاد كلوت لوتران غرب در مرحله گذار و انتقال به سوي خدا تجدد است.
ويژگي اين مرحله عبارتند از:
الف) ترديد درباره ارزشهاي غالب
ب) بروز بحران ارزشهاي معنوي
مسير تحول تفكر ديني در مغرب زمين:
لوتران دورانهاي گذشته را به اين صورت زمانبندي كرده است:
1- از عهد باستان تا قرن 18 كه الگوي حاكم بر جوامع اروپايي صنعتي است.
2- توليد تفكر علمي جديد كه با مكتب اصالت عقل در تفكر اروپايي – پيوندي نزديك است.
3- در ابتداي قرن 20 ماركس و بر سخن از ناكامي و سرخوردگي جهان ميگويد.
4- دوره بازگشت به مذهب از 1960 تاكنون
علتهاي گرايش به سوي طيف مذهبي عصر جديد:
1- جوامع مصرفي مشوق فردگرايي است و سر و كار چنداني با فرايض جمعي ندارد.
2- نابودي آرمانهاي جمعي و نبود ارزشهاي ذهبي جمع گرايانه فرد را در گزينش مسير زندگي بيراهنما گذاشته است.
3- افراد با گزينش گرايشهاي طيف مذهبي عصر جديد به تريج بينش پيدا ميكنند كه رابطه ميان جسم و روح جهان توجه ويژهاي ميشود.
سرمايه اجتماعي و توسعه جامعه صنعتي:
سرمايه اجتماعي در سطوح كلان و خرد مورد بررسي قرار ميگيرد.
سرمايه اجتماعي :
عبارت است از اعتماد اجتماعي ارزشهاي اجتماعي – مشاركتي اجتماعي – آگاهي و شناخت انجام اجتماعي و سرمايه فرهنگي.
به
اعتقاد برخي صاحبنظران اعتماد مهمترين بعد سرمايه اجتماعي است و ابعاد
ديگر را تحتالشعاع قرار ميدهد. سرمايه اجتماعي مجموعهاي از منابع وذخاير
ارزشمندي است كه به صورت ذاتي و نهفته در روابط اجتماعي گروههاي نخستين و
ثانويه در سازمان اجتماعي جامعه وجود دارد.
يكي از عوامل مؤثر بر
فرايند توسعه در جامعه صنعتي سرمايه اجتماعي و نرخ بهرهمندي آن در كشورها
ميشود. بدون شك در كشورهاي جهان سوم و توسعه نيافته موضوع سرمايه اجتماعي
مي تواند كاستيهاي منابع انساني را تا حدي بپوشاند آنچه كه در سرمايه
اجتماعي قابل توجه است ميزان انسجامي است كه به دليل وجود ارزشها، هنجارها
و ديدگاههاي مشترك به وجود ميآيد.
از آنجائيكه ارزشها و هنجارها
بنيان سرمايه اجتماعي را ميسازد و بنابراين نقش تعيين كنندهاي در توسعه
جامعه صنعتي اين مؤلفههاي اجتماعي دارد. سرمايه اجتماعي به عنوان يك عامل
مثبت در ارتقاء بهرهوري اقتصادي در جامعه ميتوان نگريست.
سرمايه اجتماعي بنياد اقتصاد، فرهنگ و سياست يك كشور را ميسازد.
سرمايه اجتماعي و توسعه اجتماعي:
كارشناسان
معتقدند كه افزايش سرمايه شامل حسن اعتماد ، اميدواري به آينده ، اتكاء به
جامعه ، برقراري عدالت اجتماعي ، ايجاد رفاه ، مدارا و گذشت و وفاق از
اصليترين راهكارهاي دستيابي به توسعه پايدار است.
با اين حال نقش
توسعه و پيشرفت فناوري و ارتباطات است و تكنولوژي صنعتي به عنوان
زيرساختارهاي توسعه مؤلفه اصلي در فرايند توسعه يافتگي است.
بر اين
اساس اقتصاد سرمايهداري جديد براي سرمايه اجتماعي تقاضاي مداومي را به
وجود ميآورد كه برآوردن اين تقاضا نياز به سرمايه اجتماعي دارد.
مديريت سرمايه اجتماعي و نقش آن در ابعاد توسعه جامعه صنعتي:
يكي
از مسائلي كه موجب از ميان رفتن سرمايه اجتماعي در سازمان ميشود جدايي
مديران از كاركنان و سازمان است. مديران از راهكارهاي مختلف ميتوانند در
ايجاد توسعه سرمايه اجتماعي در سازمان و جامعه صنعتي مؤثر واقع شوند كه
برخي از عوامل به شرح زير مي باشد:
1- پايبندي به اخلاقيات :
يعني
مديراني كه اصول اخلاقي را در عملكرد و تصميمات سازماني به كار ميگيرند
با ايجاد روابط مبتني بر اخلاقيات سرمايه اجتماعي ايجاد ميكنند.
معيارهاي اخلاقي عبارتند از:
احساس مسئوليت در مقابل حكومت
مسئوليت فردي
دورانديشي و خيرخواهي
توجه به اين سه عامل فرد را در سازمان به تصميمگيري اخلاقي قادر ميسازد
منابع تدوين اصول اخلاقي عبارتند از :
مصلحت عمومي - مصلحت حكومتي - مصلحت سازماني - مصلحت شخصي
با
استفاده از اين چهار منبع ميتوان اصول اخلاقي جامعه را در يك جامعه صنعتي
تدوين كرد و بر اساس آنها توسعه در اين جامعه تضميني ميشود و دستيابي به
ابعاد توسعه با فراهم آوردن اين چهار اصل مسير خواهد شد.
2- احساس مسئوليت اجتماعي
سازمان
و جامعه صنعتي با هم در مقابل پويا قرار دارند. و در اين رابطه است كه
افراد و اعضاء جامعه مايلند سازمان در مقابل آنان احساس مسئوليت كند و تنها
به فكر منابع و ضعف سازماني نباشد هرگاه در جامعه صنعتي شهروندان اطمينان
حاصل مي كنند كه مديريت سازمانها نسبت به آنها احساس مسئوليت ميكند و به
پاسخگو بودن در مقابل جامعه صنعتي ميانديشد و تلقي مثبتي در مقابل سازمان
پيدا ميكنند در پرتو اين جو اطمينان و اعتماد است كه سرمايه اجتماعي
توليد ميشود.
3- وحدت با جامعه:
يكي از مسائلي كه موجب از
بين رفتن سرمايه اجتماعي ميشود جدايي مديران جامعه صنعتي با جامعه صنعتي
است و دو واژه ما و آنها باعث از بين رفتن سرمايه اجتماعي در جامعه صنعتي
خواهد شدت و در چنين حالتي مديران خود را با ديگران متفاوت ميبينند و بين
خود و مراجعهكنندگان جدايي احساس ميكنند و اين اثر منفي در اعتمادسازي در
جامعه صنعتي به وجود ميآورد و اعتماد از جامعه صنعتي سلب ميشود براي
دستيابي به سرمايه اجتماعي و رسيدن به توسعه نياز است كه مديران سازمانها
در جامعه صنعتي با اعضاء جامعه وحدت و يگانگي داشته باشند.
آنها بايد
بدانند كه كاركنان، مراجعان، شهروندان، مشتريان همسايگان آنها نيستند بلكه
ما هستيم اگر آنها آسيب ببينند يعني ما آسيب ديده ايم.
4- تلاش در جهت ايجاد اعتماد در سازمانها:
يكي
ديگر از اقدامات مهمي كه جهت دستيابي به سرمايه اجتماعي است تلاش و مديران
در هر سازماني براي اعتماد سازي بين اعضاء گروهها مي باشد و اعتماد نيز
صرفاً با ايجاد روابط و ارتباطات مستمر شكل ميگيرد و آنها پس از كسب
شناخت و تدريجي از يكديگر بعه همديگر اعتماد پيدا ميكنند. اين امر در
روابط بين افراد واحدهاي مختلف درون سازمان و روابط بين سازمانها داراي
اهميت است و مهمترين عامل در پيشبرد توسعه اجتماعي در جامعه سنعتي ايجاد
اعتماد بين مديريت سازگار در جامعه صنعتي و اعضاء جامعه صنعتي است.
دستيابي
به دين مهم مقش تعيين كننده و اساسي در فراهم آوردن در زيرساختارهاي
نرمافزاري در مرحله اول و سختافزاري يا تكنولوژي در مرحله دوم خواهد بود.
5- تأكيد مداوم بر آموزش:
ايجاد و استفاده از سرمايه اجتماعي
به تغيير رفتار و طرز تفكر نياز دارد برنامههاي آموزشي جامعه الگوهاي
مطلوب براي افرادي است كه قصد دارند رفتارهاي جديد را بياموزند مشاهده كشف
و اجرا كند.
از اين رو يكي از وظايف مديران براي ايجاد سرمايه اجتماعي
اين است كه فرصتهاي مداوم و مشخصي را براي آموزش درون سازماني و برون
سازماني تدوين و تمامي مشاغل به كاركنان اين شود.
6- چرخش مشاغل:
يكي
از اهداف مهم چرخش مشاغل ايجاد و تقويت سرمايه انساني اجتماعي است چرخش
مشاغل اين فرصت را به كاركنان مي دهد كه متن شناخت وظايف فعاليتهايي ساير
مشاغل را نيز بشناسد و توانمنديهايش را افزايش دهد در نتيجه روح اعتماد
جمعي كه جوهره سرمايه اجتماعي است شكل ميگيرد و گسترش مييابد. وجود
دستورالعملها و بخشنامههاي بيش از حد نهادهاي نظارتي تخفبف اداري – شايع
پراكني و بياعتمادي كاركنان را به سازمان ها از جمله نشانههاي ضعف سرمايه
اجتماعي در جامعه صنعتي است.
7- افزايش رضايت شغلي كاركنان
سرمايه
فيزيكي با ايجاد و تغييرات در مواد براي شكل دادن و تسهيل توليد بوجود
ميآيد سرمايه انساني با تغيير نگرش افراد، مهارتها و توانائيهاي آنها را
افزايش ميدهد سرمايه اجتماعي نيز هنگامي بوجود مي آيد كه روابط ميان
كاركنان به شيوه دگرگون شده افزايش يابد كه هر كدام از آنها بتواند به
راحتي نقش و وظيفه خود را انجام دهد از اين رو فضايي مبتني بر تفاهم، صداقت
اعتماد و همكاري باعث افزايش رضايت شغلي كاركنان و در نتيجه بهرهوري
سازماني گردد.
8- حمايت از توسعه پايدار:
توسعه پايدار مفهوم
جديدي از توسعه اقتصادي – انساني و زيست محيطي ارائه ميدهد و توسعه واقعي
را معادل رشد انساني و محيط زيستي قلمداد ميكند در توسعه پايدار منابع
زيست محيطي همچون سرمايههاي تلقي ميشوند كه حفاظت از آنها وظيفه اصلي
سازمانها به شمار ميآيد و توسعه مورد قبول توسعهاي است كه در آن ضمن حفظ
طبيعت انسان و ارزش و كرامت انساني به معناي واقعي به توسعه دست يابد بر
اين اساس يكي از مهمترينن فرآيندهاي توسعه در جامعه صنعتي اهميت دادن به
مفهوم توسعه پايدار از زواياي مختلف مي باشد.



